اين جملات و كلمات معانى عباراتى است كه از قلم يكى از بزرگان متكلمين اماميّه صادر شده و حاصل آن اين است امام نيز مثل پيغمبر ( ص ) احتياج به خواندن و نوشتن و ياد گرفتن خط و تحصيل ندارد و بر حسب قاعده نيز چنانچه مكرر اشاره كرديم قول صحيح و كلام درست است كه امام ( ع ) در تمامى اوصاف و كمالات مانند پيغمبر ( ص ) است چنان چه پيغمبر ( ص ) علم و كمالاتش از جانب خداست ، امام ( ع ) مثل اوست فرقى ندارد مگر در نبوت كه امام ( ع ) آن منصب را ندارد .
و يكى ديگر از بزرگان علماى اماميّه شيخ الاسلام شيخ حسين بن عبد الصمد حارثى همدانى جبعى ( قدس سرّه ) والد شيخ بهايى رضوان اللّه عليه در كتاب دراية الحديث گويد :
و لقد علم بين كلّ الخلق من العامة و الخاصة انه لم يسأل احد منهم ( ع ) قط فتردّد و لا توقف و لا استشكل احد منهم سؤالا قط و لا عول فى جوابه على كتاب و لا مباحث مع انهم لم يشاهدوا قط مختلفين الى معلّم و لا ادعى ذلك عليهم مدّع من اوليائهم و لا من اعدائهم بل كلّ واحد منهم يسند عن آبائه عن رسول اللّه ( ص ) و هذا من اقوى الادلة على اختصاصهم بالمزايا التى يقطع كل ذى لبّ بانها من اللّه تعالى ميّزهم بها عن الخلق و معجزاتهم الباهرات و اخبارهم بالمغيّبات ممّا نقله الثقات و اشتهر فى كل الامكنة و الاوقات . . . . « 1 »
پس كسى كه ادّعا كرده كه پيغمبر اكرم ( ص ) هزينهء تحصيل امير المؤمنين على ( ع ) را از مال خديجهء كبرى ( س ) كه در اختيارش گذاشته بود پرداخت ، حرف بىمدرك گفته و كلماتى بر خلاف معتقدات شيعهء اماميّه سفته است .
در تاريخ حالات آن حضرت كسى اين قضيه را نگارش نداده و اگر اين ادّعا از اجتهادات خود نويسندهء آن است بر خودش برگردانيده مىشود و در استنباطات خود به خطا و غلط رفته است مگر اين كه در معتقدات خود راه سنّىها را پيموده باشد و مبانى اعتقاداتش متّكى و مبتنى بر مبانى سنّىها باشد كه هر جاهل و نادان را لايق اشغال مقام خلافت و نيابت از پيغمبر ( ص ) بدانند و مانند رئيس جمهورهاى فعلى دنيا اشخاص عادى را به امامت انتخاب كنند و او را امام و خليفه بدانند ، فعلى الاسلام السلام ، چنان چه آخر كارشان نيز به اين وضع كشيد كه مىبينيم .
آيا از ضروريات مذهب ما شيعهء اماميّهء اثناعشريه نيست كه حضرت ولى عصر بقية اللّه
هامش
( 1 ) . ر . ك : دراية الحديث ، ص 41 ، ط ايران .