تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
شيخ ابو عمرو كشى ( رحمه اللّه ) مسندا نقل كرده « 1 » از احمد بن محمد بن ابى نصر و محمد بن سنان كه هر دو جميعا گفته‌اند : كه ما بوديم در مكّه و ابو الحسن رضا ( ع ) نيز در مكّه بود به امام ( ع ) عرض كرديم خدا ما را فداى شما فرمايد ، ما مىخواهيم از مكّه بيرون برويم و شما اقامت داريد هرگاه رأى مبارك علاقه بگيرد براى ما نامه‌اى به ابو جعفر جواد ( ع ) بنويسيد كه ما آن را به حضور او با خودمان ببريم پس امام ( ع ) نامه‌اى به ابو جعفر ( ع ) نوشت و آمديم و به موفق خادم گفتيم امام جواد ( ع ) را براى ما بيرون بياورد ، او هم آن حضرت را براى ما بيرون آورد ، در حالى كه امام جواد ( ع ) در سينهء موفق بود ، يعنى او را در آغوش گرفته بود پس امام جواد ( ع ) رو كرد به خواندن نامه و آن را مىپيچيد و به آن نظر مىكرد و تبسم مىفرمود تا آخر آن رسيد و نامه را از بالاى آن مىپيچيد و از آخرش بازمىنمود ، محمد بن سنان گويد : پس وقتى كه از خواندن نامه فارغ شد ، پاهاى مبارك خود را حركت داد و فرمود : ناج ناج « 2 » . پس احمد گفت : پس از آن ابن سنان در آن موقع گفت : فطرسية فطرسية . و سيد علامهء بحرانى ( ره ) در كتاب مدينة المعاجز ( المعجزات ) نقل كرده از ابو جعفر محمد بن جرير طبرى گويد : حديث كرد به ما ابو الفضل محمد بن عبد اللّه و او گفت : نقل كرد به ما جعفر ابن مالك فرازى او گويد : حديث نمود به ما على بن يونس خراز از احمد بن محمد بن ابى نصر گفت : بودم من و محمد بن سنان و صفوان و عبد اللّه بن مغيره در حضور امام ابو الحسن رضا ( ع ) در منى فرمود براى تو حاجتى هست ؟ عرض كردم بلى و نامه به همراه ما مرقوم فرمود به ابو جعفر ( ع ) و وقتى كه برگشتيم به مدينه امام جواد ( ع ) را مسافر ( از خدام امام ( ع ) است ) بر دوش خود براى ما بيرون آورد و آن حضرت در آن روز هيجده‌ماهه بود ، نامه را به آن حضرت داديم ، مهر آن را برداشت و نامه را خواند « 3 » . و نامه نوشتن امام هادى ( ع ) با خط و زبان رومى در روايت مفصلى كه شيخ صدوق ( ره ) و ديگران نقل كرده‌اند مذكور است رجوع شود به كتاب مدينة المعاجز « 4 » و اكمال الدين صدوق ( ره ) . اگر از اين قبيل احاديث كه در كتب و جوامع حديث روايت شده نقل شود بايد تأليف
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرجال ، جزء 6 ، ص 584 ، ط دانشگاه مشهد ؛ ص 488 ، ط نجف . ( 2 ) . علامهء مامقانى ( ره ) در هامش تنقيح المقال فرموده : فى نسخة صحيحة ( باح باح ) و ذلك فى الفاظ الصبيان المهملة المعنى يعنى انه بعد قراءة الكتاب اظهر رجوعه الى حال الطفولية و اللّه العالم . و قيل : ان فى النسخ الخطية هذه الكلمة غير منقوطة او مختلفة و قريب مما قلنا ما فى حاشية المنهج من الوحيد ( ره ) . ( 3 ) . مدينة المعاجز ، ص 527 ، ط سال 1290 ه . ق . ( 4 ) . همان ، ص 556 .