و آن حجج الهى را امثال آنها بشمارند .
به خوانندهء محترم تذكر داده مىشود : كه در عصر ما كتابهايى تأليف مىشود كه در آنها جز عداوت با اسلام منظورى نيست و سعى دارند كه در تاريخ حالات رسول اللّه ( ص ) و ائمهء طاهرين ( ع ) دروغها و اغراض استعمارى غالب بلكه اغلب از مستشرقين را بگنجانند تا در تاريخ حالات پيغمبر اكرم و ائمه ( ع ) لكه بچسبانند .
و در آن كتابها احتمالات و حدسيّات غير صائب و اجتهادات فاسد خودشان را با حرفها و افتراهاى مستشرقين به هم آميخته و از آن معجون مهلك ساخته و به خورد مردم سادهلوح از مسلمين بدهند و براى نسل آينده مدرك بىاساس درست كرده و مصدر بىحقيقت تهيه كنند و تاريخ را كه تاريك است تاريكتر نمايند و تاريخ رسول اللّه ( ص ) و ائمه ( ع ) را كه روشن و واضح است مبهم سازند ولى غافلند از اينكه زندگانى و سرگذشت ايام كودكى پيغمبر اكرم ( ص ) و ائمه ( ع ) قبل از بعثت و بعد از آن روشنتر از آن است كه دشمنان اسلام بتوانند لكه بر آن بچسبانند و پيغمبر اكرم ( ص ) را در كيش قوم خويش پندارند و يا به او نسبت خواندن و ياد گرفتن تورات را با آن كلفتى بدهند چنانچه اين كذب صريح و افتراى آشكار را گوستاولبون فرانسوى در تاريخ تمدن اسلام به ساحت قدس رسول اللّه ( ص ) نسبت داده است كه از راهب بحيرا در سفر شام تورات ياد گرفت در صورتى كه مدت بسيار كمى و چند ساعت بيشترى به راهب نامبرده مهمان نبودهاند و علاوه كدام تاريخ و در كدام كتاب سيرهء رسول اللّه ( ص ) اين مطلب را كسى نگارش داده است تا آقاى گوستاولبون آن كذب محض را در حق رسول اللّه ( ص ) نوشته است و از تأليف كتابى به نام تاريخ تمدن منظورى « 1 » جز اين كه آن چند كلمه دروغ واضح و كذب محض را در آن بگنجاند نداشته است بلكه به ساحت قدس رسول اللّه ( ص ) و به تاريخ زندگانى روشن آن يگانه منجى عالم بشريت بتواند لكهء سياهى وارد سازد ولى غافل بوده كه به ادّعاى دروغى لباس صدق و راستى نتوان پوشانيد .
شيخ امام فقيه قطب الدين راوندى ( ره ) در كتاب الخرائج و الجرائح « 2 » نقل كرده از محمد بن ميمون گويد : در محضر حضرت رضا ( ع ) بودم و هنوز آن حضرت به خراسان تشريف نبرده بود
هامش
( 1 ) . سيد استاد مجاهد اكبر ما مرجع عالم اسلامى آية اللّه العظمى آقاى خمينى نزيل نجف اشرف ادام اللّه ظله الوارف - كه با مجاهدات خويشتن آبروى علماى اعلام شيعه را حفظ كرد - كرارا مىفرمود : گوستاولبون تاريخ تمدن را با آن خوبى براى جلب مسلمانها تأليف نكرده مگر اينكه آن كذب محض را به ساحت اقدس رسول اللّه ( ص ) نسبت بدهد و آن افتراء را در آن كتاب بگنجاند .
( 2 ) . الخرائج مطبوع با اربعين مجلسى ( ره ) ، ص 207 .