نرسيده و در نظر است ان شاء اللّه تعالى در طبع دوم آن كتاب نفيس به طبع برسد « 1 » - تماما نقل و اشكال مذكور را كه در آن تعليق خود به فراخور حال حل نمودهام پرداخته شود ، بعونه تعالى .
نظر اشكالكننده بر آن است كه نقل اجر و ثواب گريه بر سيد الشهداء ( ع ) و زيارت قبر اطهر آن حضرت موجب اغراى مكلف بر معصيت و باعث مغرور شدن آنها كه بر گناهان و فسق و فجور مرتكب شوند به اعتقاد اينكه گريه و زيارت ، تمامى اعمال زشت و حرام را از بين برده و خداوند عفو فرموده و مىآمرزد .
اشكالكننده متوجه اين مطلب نشده كه گريه بر مصائب سيد الشهداء ( ع ) و عزادارى بر آن حضرت و زيارت قبر مبارك آن امام مظلوم ( ع ) از جملهء مصاديق اسباب عفو الهى است كه عموم اماميه ( رض ) قائل به آن بوده و خداوند اشخاصى را كه مرتكب گناهان كبيره شده و بدون توبه از دنيا رفتهاند از باب تفضل اگر بخواهد آنها را آمرزيده و مىبخشد و مورد عفو خود قرار مىدهد و اين كار را از باب رحمت و تفضل خود به عمل مىآورد چنانچه مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
« 2 »
.
ولى به اين نكته بايد كاملا توجه كرد : از اين عفو و غفران اغرا به معصيت لازم نمىآيد زيرا مورد عفو قرار گرفتن بسته به خواست خداونديست و معلق به مشيت الهى بوده و مشروط به امريست كه حاصل شدن آن معلوم نيست .
از كجا مكلف قطع دارد كه اگر به سيد الشهداء ( ع ) گريه كردم و قبر مباركش را زيارت نمودم قطعا مورد عفو الهى قرار خواهم گرفت ؟ چون عفو كردن خدا معلق و بسته به خواست خداست و ممكن است مشيّت الهى قرار نگيرد و خداوند نخواهد و نيامرزد و مورد بخشش خود قرار ندهد .
ولى در ارتكاب معصيت استحقاق عقاب بر آن قطعى است و معلق و مشروط به امر غير معلوم الحصول نيست بلكه محقق بوده و حصول استحقاق عقاب بر معصيت قطعى است و مكلف با ارتكاب به معصيت به عقاب يقين دارد چطور مىتواند بر امر محقق قطعى اقدام كند به اميد حصول امر معلق مشروط غير معلوم الحصول كه شايد به آن امر مشروط به مشيّت الهى نايل شود .
هامش
( 1 ) . شكر خدا را كه طبع دوم آن كتاب با اضافات زياد به سال 1397 ه . ق طبع شد ، ر . ك : خاتمهء آن كتاب .
( 2 ) . نساء / 47 .