پيوسته آن را تفصيلا نقل كرده و گويد : امام ( ع ) براى سفر خود و همراهانش لباسهايى كه مناسب فصل تابستان و گرماى حجاز در ماه تموز نبود به خياط امر فرمود ، تهيه نمود و من تعجب از اين كار آن حضرت مىكردم و در دل خود مىگفتم كه ميان ما و عراق ده روز راه است او اين لباسها را براى چه مىخواهد و بعد از آن در عرض راه دچار باران و سرماى شديد شده و علت تهيه آن لباسها به وى روشن گشته و كار به جايى رسيده كه يحيى بن هرثمة به قبول مذهب شيعه مفتخر گرديده است اگر كسى طالب تفصيل آن قضيه باشد به كتاب خرائج رجوع كند . « 1 »
از اين قضيهء تاريخى از كلام يحيى كه گويد : ( ميان ما و عراق ده روز راه است ) معلوم مىشود كه از مدينهء منوره تا عراق و سامرا اين همه راه را به ده روز به طور عادى آن زمان طى مىكردهاند و اربلى ( ره ) نيز اين قضيه را از قطب الدين راوندى ( ره ) در كشف الغمة نقل كرده است . « 2 »
چهاردهم : در دوران خلافت ابو بكر بن ابى قحافه كه مسلمين با روم به جنگ پرداختند نيروى روميان بيشتر و افراد لشكرشان زيادتر و بالغ به دويست و چهل هزار نفر بود مسلمانها كه هميشه با نيروى ايمان با دشمن به جنگ مىپرداختند نه با كثرت افراد با اين حال احتمال اين كه تاب مقاومت در مقابل دشمن نيارند از جبههء جنگ از ابو بكر در مدينه به مقام استمداد آمده و كمك خواستند ، ابو بكر به خالد بن وليد كه با مثنى بن حارثة از مرز ايران گذشته و در عراق در جنگ با ايرانيان بود به خالد نوشت كه لشكر مسلمين و صحابهء رسول اللّه ( ص ) را كه در عراق بودند دو قسمت كرده جمعى را با مثنى در عراق گذاشته و قسمتى را با خودش به جنگ روم رسانيده و به كمك مسلمين بشتابد .
در اينجا مورد اختلاف است كه خالد با هشتصد نفر يا ششصد يا پانصد يا نه هزار يا شش هزار نفر با لشكر جرار از عراق حركت كرده و رو به طرف شامات و جنگ روم گذاشت .
از عبارات ابن اثير در تاريخ كامل استفاده مىشود كه خالد با زحمت طاقتفرسا طى مسافت كرده و در اندك مدت به كمك مسلمين شتافته و همهجا فاتح شده است .
و ابن واضح يعقوبى ( ره ) در تاريخ خود تصريح كرده كه خالد بن وليد با آن همه لشكر و جمعيت به سير خود ادامه داده و در ظرف هشت روز خود را به مسلمين در جبههء جنگ با روم رسانيد چنانچه گويد :
هامش
( 1 ) . خرائج ، ص 209 مطبوع با اربعين مجلسى ( ره ) ؛ كفاية الاثر ، خزاز رازى قمى ( ره ) ، ط تهران ، 1305 ه . ق .
( 2 ) . ر . ك : جلد 3 ، كشف الغمة ، ص 255 ، ط تهران ، 1381 ه .