حال نشان نمىتواند بدهد و آن افتخار را مسلمين و خاصّه شيعه و تابعين آن امام به حق و مجسمهء عدالت بردهاند كه توانستهاند به دست مولى الموحدين سلام اللّه عليه حكومت حق و عدل واقعى روى كار آورند و مسلمين و شيعه هميشه در آرزوى آن طرز حكومت هستند و بالأخره به دست غيبى و با ظهور يگانه فرزند آن حضرت بقية اللّه ارواحنا فداه آن عدالت واقعى را در دنيا به وجود خواهند آورد .
اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله الخ . « 1 »
مردم از تسلط معاويه در شام و از اعمال وى كه بر خلاف قوانين اسلام رفتار مىنمود و عبادة بن صامت انصارى از بزرگان صحابهء پيغمبر ( ص ) بر وى مىشوريد و بارهاى خمر كه از خارج وارد دمشق مىكرد از آن عمل بر وى خرده مىگرفت « 2 » و از دست سعيد بن عاص اموى در كوفه به ستوه آمدند و قبل از وى از اعمال وليد فاسق در نهايت دلتنگ بودند و جمعى از بارزترين و بزرگترين مردان مسلمين مانند مالك اشتر نخعى و كميل بن زياد و عمرو بن حمق خزاعى و زيد بن صوحان و برادرش صعصعه و ثابت بن قيس همدانى و جمعى ديگر بر سعيد اعتراضها نمودند و گاهى آنها را به امر عثمان به شام نزد معاويه فرستادند و مدتى در ( حمص ) نزد عبد الرحمن بن خالد بن وليد كه حاكم عثمان در آن سامان بود نگهداشتند و آن آزادمردان با ايمان هيچ وقت و در هيچ زمان و در نزد هيچ كدام از آن ولات از اعتراضهاى خود و حقگويىها و آشكارا قيام بر عليه ظلم و طغيان والىها و افساد حاكمها خوددارى نمىكردند و اعمال ناهنجار و رفتار بىكردار عثمان را بر ملاء اظهار و علنى چوب تكفير بر روى آنها كشيده و آشكارا ساخته و سيل اعتراض از بيانات آن مردان پاك در جريان بود و مىخواستند آزادى واقعى اسلامى را در اعتراض بر اعمال ستمكاران نگهدارند و خفقانى كه عثمان با سوار شدن مروان بر دوش وى و ولات وى در بلاد اسلامى خصوصا در كوفه ايجاد كرده بودند شكسته شود ، مردم كوفه سعيد بن عاص را راندند « 3 » و يا عثمان سعيد را نزد خود طلبيد و چون كوفه از لوث وجود وى خالى شد از مردم كوفه به آنهايى كه از راد مردان در
هامش
( 1 ) . از فقرات دعاى افتتاح است كه از معتبرترين و صحيحترين دعاهاست و بسيار مشهور و در كتب ادعيه مذكور است .
( 2 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 179 ، ط تهران .
( 3 ) . تاريخ كوفه ، سيد حسين براقى نجفى با اضافات مهمه و تحقيقات علامهء كبير سيدنا آقاى سيد محمد صادق آل بحر العلوم طباطبايى ادام اللّه بقائه ، ص 227 ، ط نجف ، 1356 ه . ق .