شام ( حمص ) بودند از مالك اشتر و ديگران خبر دادند كه هر چه زودتر بتوانند خودشان را در اسرع اوقات به كوفه برسانند و از همهء آنها زودتر يگانه آزاد مرد اسلامى مالك اشتر خود را به كوفه رسانيد و بيشتر از دوازده روز طول نكشيد كه مالك روز جمعه در جنب درب مسجد اعظم كوفه با رشادت و شجاعت تمام جاى مخصوصى به خود قرار داده بود و به تبليغات و بيانات آتشين خود بر عليه سعيد بن عاص حاكم كوفه ادامه مىداد و بر حرفهاى پوچ و بىمغز و توخالى وى كه قبلا در محاورات و مذاكرات خود به زبان آورده بود و وعده و نويدها داده بود و هرگز مرحلهء عمل به خود نپوشيده بود ، اشاره مىكرد و زبان بر انتقاد گشاده و نطق شيوا مىنمود .
و چون خبر برگشت سعيد به كوفه رسيد و مردم خبردار شدند مالك اشتر و ياران همداستانان او بجرعه نزديكى قادسيه به حركت درآمدند و از ورود سعيد عملا مانع شدند و او را خائبا و خاسرا نزد امام خودش عثمان برگردانيدند چنانچه تفصيل آن قضايا در تواريخ مسطور است . « 1 »
سيزدهم : شيخ امام فقيه قطب الدين راوندى ( ره ) در كتاب نفيس الخرائج و الجرائح « 2 » نقل كرده از يحيى بن هرثمة « 3 » گويد : مرا متوكل پيش خود خوانده و به من گفت : با همراهى سيصد نفر به كوفه رفته و از آنجا از طريق صحرا عازم مدينه باش و امام هادى سلام اللّه عليه را با اكرام و احترام و تجليل پيش من حاضر كن .
يحيى بن هرثمه جريان رفتن خود را به مدينه شرح داده و كرامتى كه از امام ( ع ) به ظهور
هامش
( 1 ) . ر . ك : كامل ابن اثير حوادث سال 33 - 34 هجرى و مجلد خلفاى ناسخ التواريخ و غيره - گرچه بر متفردات ناسخ و بر نقلياتش اعتماد نيست ولى در اين مطالب با تواريخ معتبره موافق است و متفرد نيست .
( 2 ) . كتاب الخرائج و الجرائح از كتب معتبره و نفيسه است و داراى نكات جالب و فوايد زيادى است كه در كتب ديگر به چشم نمىخورد .
( 3 ) . هرثمة از سر لشكرها و قائدين جيش مأمون الرشيد عباسى و از جاننثاران مخصوص وى بود و مأمون را در ظلمها و ستمهاى او كمك كرده و به مصداق فرمايش رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم كه فرموده :
من اعان ظالما على ظلمه سلطه اللّه عليه - بالأخره در اثر سعايت ذو الرئاستين كه وزير خائن بيش نبود او به مجرد اين كه از عراق حركت و وارد مرو شد در سال دويست از هجرت او را مأمون كشت و صدوق « عليه الرحمه » روايتى از هرثمة راجع به وفات امام رضا ( ع ) در عيون اخبار الرضا ( ع ) نقل كرده كه هرگز با تاريخ وفات امام رضا ( ع ) نمىسازد زيرا امام ( ع ) در سال 203 از هجرت از دنيا رحلت فرموده چنانچه در تعليقات خود بر انوار نعمانيهء سيد محدث جزايرى ( ره ) تحقيق كردهام به آنجا مراجعه شود و پسرش يحيى در اثر كرامات حضرت امام هادى سلام اللّه عليه شيعه و مؤمن شده ولى از اعوان ظلمه محسوب است .