تهنيت وارد شد و از نام او سؤال فرمود گفتند اسمش « كيهان بانويه » است و گفته شد معناى آن :
سيدهء دنيا و آخرت مىباشد .
امام ( ع ) فرمود : سيدهء دنيا و آخرت عبارت از فاطمه دختر رسول اللّه ( ص ) است او را سيدهء بلد بناميد پس مردم او را شهربانويه ناميدند .
و مورد اعتماد از روايات و تواريخ آن است چنانچه گذشت مادر امام سجاد ( ع ) در حال تولد آن حضرت وفات يافته است و از تواريخ معتبره نيز ظاهر مىشود كه « شهربانويه » در واقعهء جانگداز كربلا در آن دشت پربلا حاضر بوده چنانچه سيد علامهء امين عاملى ( ره ) در كتاب نفيس خود لواعج الاشجان گويد :
و خرج غلام من خباء من أخبية الحسين ( ع ) و فى أذنيه درتان فأخذ بعود من عيدانه و هو مذعور فجعل يلتفت يمينا و شمالا و قرطاه يتذبذبان فحمل عليه هانى ثبيت الحضرمى فضربه بالسيف فقتله فصارت أمه شهربانويه تنظر اليه و لا تكلم كالمدهوشة . « 1 »
و قريب به مضمون اين عبارات در بعض كتب سير و مقاتل نيز موجود است .
و آنچه پس از تحقيق و تتبع و بحث و دقت نظر در كتب تواريخ و سير معلوم مىشود آن است : در ميان اسراى ايرانى كه آنها را به مدينه آوردهاند سه نفر از دختران يزدجرد بودهاند چنانچه ابن خلكان سه نفر بودن آنها را از زمخشرى در ربيع الابرار نقل كرده و ابن العماد نيز در شذرات الذهب به سه نفر بودن آنها تصريح كرده است يكى از آن بانوان را عبد اللّه بن عمر تزويج كرده و از وى سالم متولد شده و يكى را محمد بن ابى بكر به حبالهء نكاح خود درآورده و از او قاسم به دنيا آمده و اسم مادر او كيهان بانويه يا شهربانويه بوده و سومى را حضرت سيد الشهداء ( ع ) تزويج فرموده و از او امام سجاد ( ع ) متولد گرديده است و اسم آن بانو « شاه زنان » است و در حال تولد آن حضرت از دنيا رحلت نموده است و در واقعهء كربلا حاضر نبوده و شايد دختر چهارمى نيز بوده كه او را امام مجتبى ( ع ) تزويج كرده چنانچه نقلش گذشت و آنچه مورد اطمينان و مظنون قوى است آن است : كه شهر بانويه كه در كربلا حاضر بوده او زوجهء محمد بن ابى بكر است كه بعد از وفات محمد بن ابى بكر امام حسين ( ع ) او را تزويج كرده است و بعد از شهادت امام ( ع ) آن بانوى معظمه خودش را به فرات انداخته و گفته شده كه امام سجاد ( ع ) به وى فرمود كه بر شترى سوار شود و به هر جا كه آن شتر رفت برود و در
هامش
( 1 ) . لواعج الاشجان ، ج 3 ، ص 180 ، ط 3 صيدا .