منزلت او را بلند گردانيد « 1 » و او را به اندرون خود برد نزد زنان خود و نديم كرد و شبى مست با مطرب گفت : بخوان و خود اين ابيات بديهه انشا كرد :
اسقنى شربة تروى مشاشى « 2 » * ثم مل قاسق مثلها ابن زياد
صاحب السر و الامانة عندي * و لتسديد مغنمى و جهادى
قاتل الخارجى اعنى حسينا * و مبيد الاعداء و الحساد
ابن اثير در كامل از ابن زياد نقل كرده است كه ابن زياد با مسافر بن شريح يشكرى در راه شام گفت : من حسين ( ع ) را به امر يزيد كشتم و گفته بود يا او كشته شود يا تو كشته شوى من قتل او را اختيار كردم .
پس پشيمانى يزيد از قتل امام حسين ( ع ) از روى حيله و تزوير و سياست بوده چون ديده نتيجهء بد در انظار مردم و افكار عمومى بر عليهاش بخشيده خواسته خود را تبرئه كند بلكه با آن رويه جلب قلوب نمايد و الّا در باطن مسرور از قتل آن حضرت بوده است .
و شمر بن ذى الجوشن نيز نماز مىخواند و بعد از نماز مىگفته : كه خدايا اطاعت از اولى الامر مرا وادار كرد كه ريحانهء رسول اللّه ( ص ) را به قتل برسانم « 3 » . رجوع شود به ميزان الاعتدال ذهبى ، ج 2 ، ص 280 ، ط مصر و انيس الموحدين ، ص 115 ، ط تبريز ، 1392 ق .
معلوم است كه اولى الامر شمر عبارت از يزيد و ابن زياد است .
و اجازه دادن يزيد كه اهل بيت در دمشق در دربار خونبار او به سيد الشهداء ( ع ) عزا برپا نمايند آن هم از راه حيله و سياست شومش بوده كه در انظار عموم بلكه بتواند خود را از خون امام ( ع ) تبرئه نمايد .
هامش
( 1 ) . يعنى ترفيع رتبه و درجه داد .
( 2 ) . مشاش سر استخوان است .
( 3 ) . آنان كه امثال معاويه و يزيد را اولى الامر بدانند و طاعت آنها را واجب بشمارند البته خودشان را در مهالك مىاندازند در صورتى كه بايستى عقل خودشان را حاكم قرار بدهند و در وجدان خود قضاوت نمايند آيا مىشود خداوند امثال معاويهها و يزيدها را اولى الامر قرار بدهد ؟ و آنها هم بر خلاف احكام خدا حكم نمايند و امر به قتل ريحانهء رسول اللّه ( ص ) كنند ؟ اگر نعوذ باللّه خدا همچون اطاعتى را واجب كند و آنها را اولى الامر قرار بدهد تناقض واضح لازم مىآيد يا اجتماع ضدين مىشود . آيا از خداوند تناقض صادر مىشود ؟ آيا قرآن كريم به تناقض حكم مىكند ؟ پس عقل حاكم است كه اولى الامر بايد معصوم باشد تا تناقض لازم نيايد . و يا امر به اجتماع ضدين كه محال است نشود و از خود آيهء شريفه كه اطاعت رسول و اولى الامر را مقيد به قيدى و مشروط به شرطى نكرده است لازم مىآيد كه رسول و اولى الامر بايد معصوم باشد تحقيق در نكات آيهء شريفه ر . ك : تفسير نفيس الميزان ، ج 4 ، ص 412 ، ط تهران .