تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤

يزيد در اول امر مسرور شده و از ابن زياد بسيار خوش‌حال

ص 173 ، س 5 : تبليغات بنى اميه در شام بر عليه امير المؤمنين سلام اللّه عليه و آل على ( ع ) به اندازه‌اى بوده كه مردم آن سامان اقربا و خويش نسبت به رسول اللّه ( ص ) به غير از بنى اميه كسى را به رسول اللّه ( ص ) اقربا و خويش نمىدانستند ولى ورود اسراى اهل بيت ( ع ) به شام و بيانات حضرت امام سجاد ( ع ) در منبر و شوارع دمشق و زينب كبرى ( س ) در مجلس يزيد و تماس گرفتن مردم شام با امام ( ع ) و تحقيق حال از آن حضرت پرده را از روى كار برداشت و يزيد رسوا شد و لذا هرگز نمىتوانست اسرا را بيشتر در شام نگاه دارد . هندو شاه بن سنجر بن عبد اللّه صاحبى نخجوانى در كتاب تجارب السلف كه در سال 724 ه . آن را به انجام رسانيده گويد : چون سر مبارك حسين را به دمشق بردند و زين العابدين على بن الحسين بن على بن أبي طالب در ميان ايشان بود و او را با جماعت عورات خاندان نبوت بر شتران نشانده بر پالان‌هاى بىغطاء « 1 » و غايشه در دمشق مىگردانيدند مانند اسيران كه از زنگ و حبشه مىآورند در اين حال پيرى از اهل شام بيامد پيش زين العابدين بايستاد و او را دشنام داد و اظهار شماتت مىكرد ، زين العابدين گفت : اى شيخ قرآن‌خوانى ؟ گفت : آرى . گفت : اين آيه خوانده‌اى كه :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
گفت : خوانده‌ام گفت : مرا مىشناسى ؟ گفت : نه . گفت : ذى القربى منم و نام و نسب خود را
هامش
( 1 ) . اين تعبيرات كتاب تجارب السلف مؤيد روايتى است كه در ص 73 از اين كتاب گذشت و امام ( ع ) فرموده : بانوان حرم پشت سر من سوار اشتران پالاندار بودند . . . الخ چنان چه گذشت و گفته شد كه راجع به احوال ورودشان به دمشق و مربوط به حالاتشان در ورود به آن شهرستان است .