بگفت ، پير او را سوگند داد كه راست مىگويى ؟ زين العابدين تويى ؟ سوگند خورد كه راست مىگويم ، پير گفت : به خداى من هرگز ندانستم كه ( محمد ) را به غير از يزيد و خويشان او خويشاوندى ديگر هست ، آنگاه بگريست و از زين العابدين عذر خواست .
گويند : هفتاد كس از مشايخ دمشق به طلاق و عتاق و حج سوگند خوردند كه ما پيغمبر را به غير از يزيد خويشى ندانستيم و همه از زين العابدين عذر خواستند و زارى كردند و او همه را عفو فرمود . « 1 »
تبليغات خلاف واقع در حق بزرگان دين كه ورثهء ائمهء طاهرين ( ع ) اند در هر دوره به شكلى روى كار آمده چنانچه در حق ائمهء معصومين سلام اللّه عليهم در عصر خودشان تهمتها و افتراها و اكاذيب به آنها نسبت دادهاند در حق نواب عام آن حضرات و علماى اعلام نيز نظاير آنها را گفتهاند شمهاى از آنها را در كتاب سفرنامهء بافت نگارش داده و مقدارى از آنچه در عصر حاضر به وقوع پيوسته به قلم آورده و اوضاع علماى سوء و متشبهين به علما را شرح دادهام .
مسعودى در مروج الذهب گويد :
و نزل عبد اللّه بن على الشام و وجه الى ابى العباس السفاح اشياخا من اهل الشام من ارباب النعم و الرئاسة من ساير اجناد الشام فحلفوا لأبي العباس السفاح انهم ما علموا لرسول اللّه ( ص ) قرابة و لا اهل بيت يرثونه غير بنى اميه حتى و ليتم الخلافة . « 2 »
تبليغات خلاف واقع بنى اميه بر له خودشان و بر عليه اهل بيت ( ع ) و اقرباى واقعى رسول اللّه ( ص ) و رسوخ آن در اذهان مردم شام به اندازهاى رسيده كه در افكار مشايخ دمشق بنا به نقل صاحب تاريخ تجارب السلف چنانچه گذشت جاگير شده بود و اگر ورود اسراى خاندان رسالت به شام و دمشق وقوع نيافته بود پرده از روى كار برداشته نمىشد و نقل تجارب السلف معتبر است زيرا تاريخ مزبور از مآخذ و مصادر محسوب است و اخيرا تعليقات و حواشى عموزادهء معظم دانشمند محترم استاد حسن قاضى طباطبائى بر آن كتاب مستقلا چاپ و از طرف دانشكده ادبيات و علوم انسانى تبريز منتشر گرديده است و تعليقات پرارزشى بر آن تاريخ نگارش دادهاند .
يزيد خيال كرد چنانچه صورت ظاهر حال نشان مىداد بر حسين بن على سيد الشهداء ( ع )
هامش
( 1 ) . تجارب السلف ، ص 69 ، ط 2 نجف .
( 2 ) . ر . ك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 43 ، ط مصر ، 1377 ه . ق .