رومى باشند چون دولت بنى اميه با روم ارتباط داشت و دولت روم در دربار بنى اميه و معاويه و يزيد نفوذ داشته چنانچه سر جون بن منصور رومى كه معرب سر ژيوس « 1 » است از زمان معاويه تا دورهء عبد الملك تقريبا كاتب و وزير مشاور در دربار اموى بوده و تدبير قتل سيد الشهداء ( ع ) را به دست ابن زياد او به يزيد پيشنهاد نموده و حكومت عراقين بصره و كوفه را با هم نموده و ابن زياد را والى آنها كرد و به محاربهء سيد الشهداء ( ع ) وادار نمود و سر جون قبلا عهدى از معاويه اخذ نموده و نگهداشته بود چون يزيد با ابن زياد مابينشان خوب نبوده و بعد از مشاورهء يزيد با سر جون و پيشنهاد وى كه ولايت عراقين را به ابن زياد بدهد و به جنگ امام ( ع ) بفرستد آن عهدنامه را به يزيد نشان داد و او نيز قبول كرد چنانچه شيخ مفيد ( ره ) در ارشاد و ديگران نقل كردهاند .
ارتباط روم با دربار بنى اميه به جهت تمايل نژادى بنى اميه به آنها بوده و معاويه در زمان جنگ صفين با روم صلح كرد و عظمت اسلام را از نظر آنها انداخت به تفصيل آن رجوع به كتاب التدوين مرحوم اعتماد السلطنه بشود و بنى اميه از نژاد اصيل عربى نبودند . « 2 »
و نيز از روايت استفاده مىشود كه امام ( ع ) زبان رومى را به خوبى مىدانسته چنانچه اعتقاد ما اماميه بر آن است كه امام به تمامى لغات آشنا بوده و با آنها تكلم مىكند لغتى پيدا نمىشود كه امام به آن جاهل باشد زيرا كسى كه به لغتى و به چيزى جاهل باشد او را امامت و خلافت الهيه نشايد كه حجت خدا بر مردم باشد .
و از روايت مزبوره معلوم مىشود كه يزيد در اول امر پس از ورود اهل بيت ( ع ) به شام و زندانى كردن آنها در دمشق در خيال كشتن و به كلى از بين بردن آنها بوده چنانچه از گفتگوى پاسبانان زندان ظاهر مىشود ولى بعدا از آن خيال خبيث منصرف شده و جهت آن توجه افكار عمومى و بيدار شدن مردم و انقلاب و هيجان آنها و انعكاس قتل سيد الشهداء ( ع ) در ميان مسلمين و بد نتيجه دادن آن بر يزيد است كه باعث شده از كشتن افراد خاندان رسالت صرفنظر نمايد چنانچه از فرمايشهاى امام سجاد ( ع ) با يزيد نيز استفاده مىشود كه فرمود :
هامش
( 1 ) . راجع به اين مرد مرموز رومى كه از بطارقه ( پاتريك ) است ر . ك : التدوين فى احوال جبال شروين ، تأليف محمد حسن خان اعتماد السلطنه وزير علوم ايران در دورهء قاجار - در يكى از كتب تأليف شده در عصر حاضر ديدم كه سر جون را مجوسى پنداشته و آن اشتباه است بلكه نصرانى بوده و چه خوشبينى به ابن زياد داشته كه قبلا از معاويه عهدى گرفته كه يزيد را بعد از معاويه قانع نموده و حكومت عراقين را به او بدهد لا بد با معاويه نسبت به سيد الشهداء ( ع ) مذاكره كرده كه بعد از معاويه حاضر بيعت كردن به يزيد نخواهد شد بايد دربارهء اين مرد مرموز نصرانى بيشتر به تحقيق پرداخت .
( 2 ) . ر . ك : جنة المأوى ، ج 1 ، ص 304 ، ط 1 تبريز و صص 250 - 253 ، ط 2 تبريز .