معطلى در اثناى راه بوده و پس از رسيدن حرّ بن يزيد رياحى به حضور آن حضرت دو روز سر راه را بر امام ( ع ) گرفت و از پانزده فرسخى كوفه در طى مسافت راه مستقيم پيش نگرفته بود و روز دوم محرم سال 61 هجرت وارد كربلا شدند و آن مسافت بعيده را از مكه تا كربلا در حدود بيست و چهار روز طى فرموده ، از تأمل در اطراف تاريخ اين قضيه روشن مىشود كه امام ( ع ) با ياران و همراهان خود و مخدرات و بانوان عصمت و طهارت در آن سفر بسيار مهم روزى پانزده فرسخ راه را به آسانى طى مىكردهاند و لا بد مراكب شترانى بودهاند در آن زمانها كه بسيار تندرو و جماز و ذلول كه سير متعارفى آنها طى آن اندازه مسافت بوده است .
نهم : در بسيارى از كتب معتبره كه اگر به شمار آورده شود كلام به درازا مىكشد تصريح شده كه اسراى اهل بيت ( ع ) را روز اول ماه صفر سال 61 وارد شام كردهاند .
ابو ريحان بيرونى حكيم و رياضىدان مشهور اسلامى كه در سال 440 هجرت از دنيا رفته و كتاب الآثار الباقية او بسيار مورد اعتماد و اعتبار است در آن كتاب خود بر اين مطلب تصريح كرده و گويد :
صفر : فى اليوم الاول ادخل رأس الحسين ( ع ) مدينة دمشق فوضعه يزيد بين يديه و نقر ثناياه بقضيب كان فى يده و هو يقول : لست من خندف ان لم انتقم . من بنى احمد ما كان فعل ( تا آخر ) . « 1 »
در ترجمهء الآثار الباقية گويد : صفر در روز اول آن سر حسين ( ع ) را به شهر وارد كردند و يزيد آن سر را پيش روى خود گذاشت و با چوبى كه در دست داشت به لبهاى حسين مىزد و مىگفت : ( تا آخر ) . « 2 »
ورود اسراى اهل بيت ( ع ) روز اول ماه صفر به دمشق از قرائن و امارات زيادى مورد اعتماد و اطمينان است و لذا آن روز را بنى اميّه براى خودشان عيد رسمى قرار داده بودند چنانچه زكرياى قزوينى در كتاب عجائب المخلوقات گويد :
اليوم الاول منه ( من صفر ) عيد بنى امية ادخل فيه رأس الحسين رضى اللّه عنه
هامش
( 1 ) . الآثار الباقية ، ص 331 ، ط اروپا .
( 2 ) . ترجمهء الآثار الباقية ، ص 391 ، ط تهران ، 1321 ش ، ناگفته نماند بايستى مترجم نيز مانند اصل كتاب شهر دمشق ذكر مىكرد نه شهر شام زيرا شام نام استان بزرگى است كه فعلا به نام دولت سوريه است و مركز آن شهرستان دمشق است .