مربوط به كبوتر نامهبر نيست .
چهارم : در ميان مورخين مشهور و بلكه مىتوان گفت مسلم است كه معاوية بن صخر بن حرب اموى كه خود را اول شاهان بنى اميّه « 1 » به جامعهء مسلمين معرفى كرد در پانزدهم ماه رجب سال 60 هجرت مرده و يزيد به والى مدينهء منوره اطلاع داده و به وى دستور داد كه از حضرت سيد الشهداء ( ع ) بيعت بگيرد حاكم مدينه امام ( ع ) را دعوت كرده و مردن معاويه را به آن حضرت اطلاع داده و بيعت كردن به يزيد را به امام ( ع ) پيشنهاد نمود و امام ( ع ) امتناع ورزيده و مروان اموى رانده ( ) طريدشدهء رسول اللّه ( ص ) به والى اظهار كرد كه اگر حسين بن على ( ع ) حالا شبانه بيعت ننمايد ديگر تو به وى دست نخواهى يافت و امام ( ع ) از كلام او ( الوزغ ابن الوزغ ) برآشفته و از مجلس بيرون آمده با آن تفصيلى كه در تاريخ ثبت است و مشروحا بيان شده است .
امام ( ع ) در بيست و هشتم رجب 60 از مدينه ( خائفا يترقب ) خارج شده و عازم مكهء معظمه گرديد ، ميان وفات معاويه و خارج شدن امام ( ع ) از مدينه سيزده روز فاصله است ، تمامى مدت رسيدن خبر مرگ معاويه به مدينه از شام و سؤال و جواب والى مدينه . . . با يزيد و پيشنهاد والى بيعت را به امام ( ع ) در آن مدت كوتاه شده و اين جريانها اتفاق افتاده و خبر شام به مدينه رسيده در صورتى كه حجاز دور تر از عراق نسبت به شام است ، بر حسب گفتهء علامه محدث نورى ( ره ) بايستى بيشتر از بيست روز فقط رسيدن خبر مرگ معاويه به حجاز طول بكشد و دوباره مكتوب دوم يزيد به والى پس از امتناع سيد الشهداء ( ع ) از بيعت و امر او به قتل آن حضرت در آن مدت كوتاه انجام يافته است ، تمامى اين ارسال نامهها و اخذ جوابها به واسطهء كبوتر نامهبر بوده است و تفصيل آن خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى .
پنجم : طبرى در تاريخ خود نقل كرده « 2 » كه بسر بن ارطات از دژخيمان معاوية بن صخر ابو بكره را مهلت داد از كوفه به شام روانه كرد ، ابو بكره به نزد معاويه آمده و روز هفتم خبرى را كه پى بىآن رفته بود از معاويه گرفته و در كوفه به بسر رسانيد ، از اين قضيه معلوم مىشود ابو بكره در مدت سه روز و نيم به شام رفته و در ظرف سه روز و نيم به كوفه برگشته و خود را در كوفه به بسر معرفى كرده است .
ششم : در كتاب قرة العين فى اخذ ثار الحسين ( ع ) تأليف عالم علامه عبد اللّه بن محمد كه به تصريح بعضى از كتب معتبره است ، قضيهء رفتن عميره را به شام نزد يزيد پليد و نامهء عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 276 ؛ النظم الاسلامية تأليف دكتر صبيحى صالح ، ص 267 ، ط 2 بيروت .
( 2 ) . ج 6 ، ص 96 .