تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
اوضاع آن سامان بود و ان شاء اللّه تعالى عين عبارات عربى آن بزرگوار را در آينده نقل و ترجمه به فارسى خواهيم كرد . دوم : عرب‌هاى ( صليب ) از ( حوران ) كه محال وسيع از اعمال دمشق و در جهت قبلهء آن واقع است و مشتمل بر دهات و مزارع زياد است و مركز آن محال ( بصرى ) مىباشد و در اشعار عرب اسم آن محال زياد آمده است در ظرف هشت روز از محل خودشان حركت كرده و در عراق به نجف اشرف مىرسند ، اين موضوع را نيز سيد امام امين عامل ( قدس سرّه ) تصديق فرموده است . سوم : در تاريخ حالات يگانه شهيد راه حق و مفسر قرآن مجيد و يكه‌تاز ميدان جانبازى در محبت و ولايت امير المؤمنين سلام اللّه عليه ميثم تمار ايرانى عراقى نهروانى ( رضوان اللّه عليه ) با سند معتبر نقل شده از يعقوب بن شعيب از اولاد خود ميثم تمار و از ثقات اصحاب امام صادق سلام اللّه عليه و او نقل كرده از صالح بن ميثم و او نقل كرده از ابو خالد تمار كه روز جمعه با ميثم تمار در شط فرات كوفه مشغول گردش و در كشتى بوديم كه ناگاه باد سختى وزيد از كشتى خارج شد و به باد نگاهى كرد و فرمود اين باد عاصف است ، كشتى را محكم ببنديد كه خطرى به آن نرسد الساعة معاويه در شام مرد و روز جمعه آينده قاصد از شام وارد كوفه شد و با وى ملاقات كردم و خبر از شام گرفتم گفت : معاويه از دنيا رفت و مردم به پسرش يزيد بيعت كردند ، گفتم كدام روز معاويه مرد گفت روز جمعهء گذشته . اين قصه در كتب رجال مثل رجال شيخ ابو عمرو كشى ( رحمه اللّه ) با سند نقل شده و در تنقيح المقال و غيره نيز از آن نقل كرده‌اند و علامه شيخ محمد حسين مظفر نجفى ( ره ) صاحب كتاب علم امام ( ع ) در كتاب خود كه در حالات ميثم تمار ( ره ) تأليف كرده نقل فرموده است رجوع شود به تنقيح المقال ج 3 ، ص 262 ، ط نجف و كتاب ميثم تمار مرحوم شيخ مظفر ( ره ) ، ص 28 ، ط نجف . از اين قضيه كاملا روشن است كه در ظرف يك هفته از شام به عراق و كوفه مىآمدند و قاصد در مدت يك هفته به كوفه رسيده و خبر دادن ميثم تمار ( قدس اللّه روحه ) صحيح و درست درآمده است . و احتمال داده نمىشود كه رسيدن اين خبر به كوفه به وسيلهء كبوتر نامه‌بر بوده باشد ، زيرا ابو خالد تمار گويد : روز جمعهء آينده قاصد از شام وارد كوفه شد و با وى ملاقات كردم و خبر از شام گرفتم گفت : . . . واضح است كه اين ملاقات وى با شخص قاصد كه از شام آمده بوده اتفاق افتاده است و