تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
حقارت‌آور باشد بايد از آن پرهيز نمود كه اوصافى نسبت دادن كه با صفات امام معصوم درست نمىآيد يا با القابى امام ( ع ) را مخاطب قرار دادن كه آن القاب و خطابات از اوصاف جبابرهء روزگار و از ستمكاران غدار به يادگار است چنان‌چه امير المؤمنين ( ع ) در خطب نهج البلاغة فرموده است : مرا با آن خطاب‌ها كه جبابره را مخاطب مىسازند مخاطب قرار ندهيد . و اين جملات از باب يادآورى بود كه شعراى دستگاه امام حسين ( ع ) متذكر باشند و علاقهء عوامانه آن‌ها را وادار نكند كه هر چه به زبان‌شان در نظم و نثر بيايد بگويند و هرطور دلشان خواست به نظم آورند و بايد از دروغ در نهايت درجه پرهيز كنند كه از گناهان كبيره است و حربه و اسلحه با رفتار و كردار خودشان به دست دشمن ندهند از امام ( ع ) وارد است كه مضمونش اين است كه فرمود : براى ما زينت باشيد نه اينكه عيب و ايراد شويد طورى رفتار نماييد كه ما را به مردم محبوب سازيد نه اينكه اعمال و گفتار و رفتار شما آن‌ها را از ما دور كند و از عالم شيعه منزجر و متنفر و رنجور سازد . و ناگفته نماند : اشعار مراثى دعبل خزاعى ( قدس سرّه ) زياد و در قصيدهء تائيه « 1 » كه از شاهكارهاى دعبل رحمه اللّه است نيز از مصائب آل محمد ( ص ) آورده و ديوان‌هايى كه در جمع و تدوين اشعار دعبل ( ره ) تأليف شده و در عصر ما چند ديوان از آن‌ها قدم به عالم مطبوعات گذاشته مراثى زيادى را مشتمل است به آن‌ها مراجعه شود . و براى خود دعبل خزاعى ( ره ) تأليفاتى است كه ابن النديم الفهرست ، ص 229 ذكر كرده و از آن‌هاست كتاب طبقات الشعراء و تا اواخر قرن هفتم هجرى نسخه‌اى از آن كتاب در حلب بوده دكتر عبد الكريم اشتر در كتاب دعبل بن على الخزاعى شاعر آل البيت گويد : و قد كانت نسخة من الكتاب فى حلب فى نهاية القرن السابع ، سنة 694 ه . ق مع نسخة من ديوان دعبل ، لانا وجدنا اسمه فى الفهرست الطريف الذي سمى : المنتخب مما فى خزائن الكتب بحلب ، و قد سمى الكتاب فيه : طبقات الشعراء ، و وقع تحت رقم 601 - ثم فقدناه - من بعد - كما فقدنا الديوان ، دمشق ، ص 279 . از كتاب طبقات الشعراء دعبل ( قدس سرّه ) مبرد در كامل ، و ابن الجراح در الورقة ، و ابن معتز در طبقات الشعراء ، و مرزبانى در معجم الشعراء ، و آمدى در الموازنة ، و المؤتلف و المختلف ، و خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ، و مقدسى در الظرائف و اللطائف ، و ابن رشيق در العمدة ، و ديگر
هامش
( 1 ) . اول آن : مدارس آيات خلت من تلاوة . . . الخ .