قلوبهم العداوة فابغضنى البر و الفاجر بما استعظموه من قتلى الحسين مالى و لا بن مرجانة لعنه اللّه و غضب عليه .
بعد پشيمان شدن ابن مرجانة را نيز نقل كرده است . « 1 »
و تعجب است كه نسبت اشعار دعبل ( ره ) را به نكته سنجان قزوين داده و گفت و گوى ابو يوسف قزوينى را با ابو العلاء معرى نقل نموده و آن اشعار نغز را به شاعر مجهولى از شعراى قزوين منسوب داشته ، شعراى قزوين كجا و آن اشعار نغز عالى كجا ، كه بتوانند آنها را بسرايند ، در صورتى كه ياقوت در معجم الادباء و امثال وى آنها را از اشعار دعبل ( ره ) دانسته و در اينكه از اوست جاى شك نيست .
و ممكن است از شعراى قزوين آن اشعار دعبل ( ره ) را به خود نسبت داده و ابو يوسف قزوينى هم متوجه آن حيلت و سرقت نشده است چنانچه اعتماد السلطنه نيز متوجه نشده كه آن اشعار از شاعر نامدار اهل بيت اطهار ( ع ) دعبل خزاعى رحمة اللّه عليه است .
هامش
( 1 ) . حجة السعادة فى حجة الشهادة ، ص 65 ، ط تبريز ، 1310 ه . ق .