تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
ساير بنى هاشم كه تفصيلا از افراد آن‌ها اطلاع نداريم خاك بر سر خودشان مىريخته‌اند ؟ اگر انسان جزئىترين تأملى به دل خود راه بدهد و آن منظرهء جانگداز را در جلو چشم خود مجسم نمايد آيا جا ندارد كه خاك بر سر بريزد ؟ كه يك مشت درنده‌هاى بنى اميه و ياران آن‌ها پسر پيغمبر خدا را بكشند و سر فرزند مؤسس دين و آورندهء اسلام و قرآن و خاتم انبيا را به شام به ارمغان ببرند و شرم نكرده اظهار اسلام هم نمايند و سر اطيب او را به خانوادهء داغديده‌اش برگردانند و در كربلا به جسد اطهرش ملحق نمايند ، چرا ؟ براى اينكه سلطنت شوم يزيد پليد استقرار و استقلال يابد ، و كسى با وى در مقام معارضه نباشد ، گرچه اسلام را زير پا اندازد . و لذا حسين بن على ( ع ) مىخواهد كه قد علم كند و اسلام و دين يزيدى را تبديل به اسلام واقعى و دين محمدى و حسينى كند زيرا اگر نهضت حسين ( ع ) نبود از اسلام اثرى باقى نمىماند مگر اسلام يزيدى ، و از دين آثارى نبود مگر دين اموى ، در شامات اقربايى به رسول اللّه ( ص ) نمىشناختند مگر بنى اميه ، و يزيدى كه شب و روز با ميمون‌ها محشور بود و با قرود و فهود سر و كار داشت و با خمر و قمار روزگارش خوش بود . « 1 » انسان فهميده و مسلمان با وجدان اگر هميشه گريان و نالان باشد جا دارد ، زيرا فقط تأمل در اينكه آيا از خست و دنائت دنيا نيست ؟ و از عجايب و غرايب روزگار به شمار نمىآيد ؟ كه فرزند پيغمبر ( ص ) را بكشند و سر مبارك او را پيش زنازاده‌ها به كوفه و دمشق به ارمغان ببرند ؟ مگر حسين بن على ( ع ) چه كرده بود ؟ و چه گناهى - نعوذ باللّه تعالى - از وى سر زده بود ؟ بلى به ديكتاتور قلدرى سر فرود نمىآورد . در اينجا دو بيت از قصيدهء دعبل خزاعى رحمه اللّه را بايد سرود و گريه كرد :
لا اضحك اللّه سن الدهر إن ضحكت * و آل احمد مظلومون قد قهروا
مشردون نفوا عن عقر دارهم * كأنهم قد جنوا ما ليس يغتفر
متأسفانه تا حال بقيهء آن قصيده شريفه در اثر تتبع و تحقيق و كنجكاوى و تفتيش اساتيد عظام پيدا نشده است . چنان‌چه آنان كه از معاصرين اشعار دعبل رحمه اللّه را جمع‌آورى كرده « 2 » و تدوين نموده‌اند
هامش
( 1 ) . ر . ك : النزاع و التخاصم ، مقريزى ، ط مصر . ( 2 ) . سيد امين عاملى ( ره ) در اعيان الشيعة فرموده : ديوان دعبل در قرن گذشته موجود بوده ج 30 ، ص 320 و نزد
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 305 | محمد على قاضى طباطبائى