فعل است نه در قدر به قدر .
اين توجيه سوم برگشت بر دومى دارد بلكه عين آن است .
چهارم : لازم نيست كه مشبه به از هر جهت بايد اقوى باشد بلكه لازم آن است كه شىء ظاهر و واضح بوده باشد چنانچه در آيهء شريفه مىفرمايد :
مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ
« 1 » نور مشكاة كجا و نور الهى كجا ولى چون مشكاة امر واضح و ظاهر است و در نظر شنونده روشن است و لذا نور خدا را به آن تشبيه فرموده است و چون تعظيم و احترام ابراهيم ( ع ) و آل او امر ظاهر در تمامى عوالم امكان است و لذا صلوات و تعظيم رسول اللّه ( ص ) را به آن تشبيه كرده است . و مؤيد اين معنى است كه در بعض دعاها در طلب صلوات به رسول اللّه ( ص ) مانند صلوات بر ابراهيم ( ع ) كلمهء : فى العالمين . ضم شده است .
و شايد آنچه از طيبى نقل شده كه گفته :
ليس التشبيه المذكور من باب الحاق الناقص بالكامل بل من باب الحاق ما لم يشتهر بما اشتهر ، همين معنى است .
پنجم : كاف در كما صليت على ابراهيم . . . الخ براى تشبيه نيست بلكه براى تعليل است چنانچه نظير آن در قرآن مجيد واقع است مثل قول خداوند تعالى :
كَما أَرْسَلْنا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ .
« 2 »
و مىفرمايد :
وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ .
« 3 »
مطلب ارزنده
و از مطالب ارزنده و بحثهاى پسنديده كه تذكر آن را در اينجا لازم مىدانم آن است :
صلوات فرستادن به رسول اللّه ( ص ) و اولاد طاهرين او ( ع ) در تمامى حالات و اوقات رجحان شرعى داشته و از اعمال حسنه و اقوال مستحبه مىباشد خصوصا در موقعى كه بيشتر از شعائر دينى محسوب گردد و با صداى بلند چنانچه خود آن وجود مقدس دستور داده اين شعار اسلامى را بايد انجام داد .
و از مواردى كه صلوات گفتن بسيار خوب و هيچ گونه رجحانش مشكوك نيست در
هامش
( 1 ) . نور / 35 .
( 2 ) . بقره / 151 .
( 3 ) . بقره / 198 .