تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
تصريح به ورود اسرا در بيستم صفر و الحاق كردن رأس اطهر اطيب به بدن مبارك كرده است ؟ بلى مدت بسيار كمى نگذشته بود و هنوز اسراى خاندان نبوت در شام بودند كه از هر طرف بلاد اسلامى بغض و عداوت بر يزيد قلوب را پر كرده و لعن و دشنام وى بر زبان‌ها جارى گرديد و عموم مسلمين با نظر بغض و عداوت به وى نگريستند و تمامى مردم از اشخاص نيك و بد او را دشمن داشتند و يزيد به عمل ناهنجار و شنيع خود پىبرد و در باطن از ابن زياد خوشدل و مورد انعام و جايزهء خود قرار داده ولى در ظاهر از وى و از عمل وى در قتل امام حسين ( ع ) اظهار نارضايتى مىكرد كه بلكه از انزجار و تنفر افكار عمومى بر عليه خود كاسته و جلوگيرى نمايد « 1 » و لذا در آن روزها اجازه داده بود كه در دربار وى بر سرور مظلومان خاندان آواره‌اش كه در دست يزيد اسير بودند اقامهء عزا نمايند و از باب مكر و سياست بلكه جلوگيرى از هيجان افكار عمومى كند و الّا چطور متصور بود ديكتاتور قلدرى مانند وى در دربار خود اجازه بدهد بر سيد الشهداء ( ع ) دختران پدر مرده و مادران و خواهران داغ‌ديده عزا اقامه نمايند از اين اجازه وى معلوم مىشود كه دست و پاى خود را از تشنج افكار عمومى مردم و از تنفر و انزجار مسلمين گم كرده است و از اين جهت بوده كه امام سجاد ( ع ) را در كنار سفرهء غذاى خود نشاند و با مهربانى هم روانهء وطن خودشان كرده است ، ولى معلوم است كه در دربار يزيد اقامهء عزا با آن تفاصيلى كه قصه‌سرايان در بعضى كتب ضعيفه كه ابدا قابل اعتماد نيست شرح داده‌اند ، هرگز وقوع نمىيابد پس خيال نشود كه اگر گفته شود كه خاندان امامت در شام در دربار يزيد اقامهء عزا نموده‌اند . يعنى چند روزى صبح و شام با آن تفاصيل غير قابل اعتماد عزا برپا كرده باشند . و از اين جهت بود كه ذكر شد ديگر يزيد نمىتوانست اسراى خاندان رسالت را بيشتر در شام نگه‌دارد و مدت يك ماه و يا نظر به حدسيّات پاره‌اى اشخاص تا يك سال در آنجا آن‌ها را توقف دهد و يا تا يك ماه در حبس ابن زياد در كوفه مانده باشند چنان‌چه صاحب طراز المذهب در خيال خويشتن بافيده و اربعين اول را در موقع بردن آن‌ها به اسارت به شام تصور كرده است كه غير از تصورات پوچ بىمدرك چيز بيشترى نيست و هيچ‌گونه شاهدى از تاريخ ندارد . و ثانيا : استبعاد سيد ( ره ) در اقبال و محدث نورى ( ره ) در لؤلؤ مرجان نظر به ملاحظهء حال عادى است كه در بيستم صفر سال 61 اسراى خاندان نبوت به كربلا مراجعت كرده باشند ، ولى
هامش
( 1 ) . الحسين ، تأليف على جلال ، ص 73 ، ط قاهره و مطبعهء سلفيه از طبرى و كامل ابن اثير و از البداية و النهاية ابن كثير نقل كرده كه يزيد از هر طرف با بغض و عداوت مسلمين روبه‌رو شد .