يعنى هر كه رحمت بفرستد براى من يك مرتبه خداوند عالم رحمت مىفرستد براى او ده مرتبه .
و لكن تحقيق مطلب چنان كه جمع كثيرى از محققين گفتهاند اين است : كه دعاى امت باعث زيادتى مراتب و مدارج آنها مىباشد به جهت اينكه نعماى الهى محدود به حدى نبوده و پايان و انتهايى براى آن متصور نيست و مدارج تفضلات خداوند تعالى را نتوان احصاء نمود و بودن آنها سلام اللّه عليهم در مرتبهاى كه بىنياز و غير محتاج باشند به ازدياد مراتب به تصور نمىآيد و بودن دعاى امت از اسباب ازدياد مراتب آنها جايز است .
علاوه بر اشخاص بينا مخفى و پوشيده نيست كه هرگاه آنها از اين معنى بىنياز بودند لزومى نداشت كه امت تحصيل ثواب و تقرب را به واسطهء دعا كردن به آنها بنمايد و اولى و سزاوار براى امت در تحصيل ثواب و تقرب اين بود كه براى نفسهاى خودشان دعا بنمايند كه خدا آنها را در ايمان و اعتقاد به ائمه ( ع ) ثابت و مستقيم فرمايد .
بلى ممكن است گفته شود : اينكه زيادتى مراتب آنها سلام اللّه عليهم در خصوص خواستن رحمت بر آنها حاصل مىشود ( يعنى ممكن است زيادتى مراتب آنها را مورد طلب رحمت به جا آورده شده و به عمل بيايد ) براى اينكه مراتب صلوات و رحمت و تفضل خداوندى غير متناهى بوده و پايانى ندارد .
و اما در اعطاى خداوندى درجهء شفاعت و وسيله را به سبب دعاى امت براى پيغمبر ( ص ) كه درجهاى است در بهشت و بالاتر از آن درجه نيست ممكن نيست زيرا اينكه ثابت شده است كه خداوند سبحان امثال شفاعت و وسيله را به واسطهء تحمل اثقال رسالت و زحمات او و به سبب ختم نبوت به آن بزرگوار عطا فرموده است نه به جهت دعاى امت و اگر چه وارد شده از پيغمبر اكرم ( ص ) كه امر فرمود سؤال كنيد براى من وسيله را « على رءوس الخلائق » يعنى علنى و آشكارا كه خداوند متعال براى من بدهد .
پس دعاى امت و طلب آنها از خدا اينكه عطا كند امثال شفاعت و وسيله را براى پيغمبر ( ص ) اذعان و اعتقاد است بر اينكه آنها حق پيغمبر ( ص ) است و اوست كه لايق و سزاوار اينهاست و اين اذعان موجب تكميل ايمان است و در اين صورت اين طلب مىباشد از باب استعمال صيغهء امر در تصويب و اين معنى هم در عرف معروف است مانند اينكه رفيق تو مىگويد : ديدم فلانى را كه به پدر خود فحش مىداد پس او را زدم در اين حال تو مىگويى بزن او را و مقصودت اين است كه زدن او را تحسين نمايى و شخص ضارب را تحسين نموده و استحقاق مضروب را تثبيت نمايى و از اين لحاظ است كه بعضى اوقات براى ضارب مىگويى
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٢٨٣