زمامداران سياسى دنيا نصيب نشده كه هر وقت نام او را اتباعش به زبان بياورند در عموميت صدا و فرياد بر ثناء و دعا با زبان مخصوص و با لحن خاصى به آسمان بلند شده و طنينانداز شود و هر قدر بتوانند با صداى بلندتر به آن شعار مذهبى اهتمام كنند و نام نامى او را زنده نگاه دارند و در ايام زندگانى و حال حيث آنها اين كار رخ نداده تا چه رسد بعد از وفاتشان مگر بر حضرت خاتم انبيا و اشرف كائنات محمد مصطفى ( ص ) و اين وعدهء قرآن كريم و لطف خاص خداوند رحيم نسبت به آن وجود اقدس است كه فرموده :
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ .
« 1 »
چنانچه در اذان اسم مبارك او را بعد از شهادت به توحيد خداوندى با شهادت به رسالت وى با تصريح به اسم مباركش با هم پشت سر هم مقرون ساخته و اعلام فرموده است .
و بهتر است هر جا كه شهادت به توحيد خداوندى و شهادت به رسالت رسول اللّه ( ص ) ذكر شود خواه در اذان و اقامه باشد يا در غير آنها شهادت به ولايت و امامت امير المؤمنين على ( ع ) نيز براى تكميل شهادتين ذكر شود و اين عمل در حد نفس خود مستحب است و مواردى پيش مىآيد كه به حد وجوب مىرسد و عناوين ثانويه عارض شده و رخ مىدهد كه مكلف ملزم مىشود كه شهادت به ولايت و امارت مؤمنين و امامت مسلمين در حق امير المؤمنين ( ع ) را بگويد گرچه شهادت به ولايت در اذان و اقامه از فصول و جزء آنها نيست كه اگر گفته نشد باطل شود ولى براى اينكه تكميلكنندهء شهادتين است و آنها بدون شهادت به ولايت فايده نداشته و اعمال مكلف بدون آن قبول نيست شهادت به ولايت و امارت على ( ع ) نيز گفته مىشود و هيچگونه مانعى ندارد و رجحان شرعى دارد .
و در اين مسأله رجوع شود به حاشيهء عروة الوثقى تأليف شيخنا الاستاد كاشف الغطاء ( ره ) ط نجف و مستمسك العروة سيدنا الاستاد طباطبايى حكيم ( قدس سرّه ) و رسالههاى مستقلى كه در اين مسأله تأليف شده مانند رسالهء مستقلى كه علامه آقا سيد عبد الرزاق مقرم رحمه اللّه تأليف كرده و در نجف طبع شده است .
و اما فايدهء صلوات نسبت به عالم آخرت و جهات معنوى و باطنى آن در حق خاتم انبيا و اولاد طاهرين آن حضرت صلوات اللّه عليهم اقوال علما و كلمات بزرگان اسلام در آن باره مختلف است .
عالم ربانى شهيد ثانى ( قدس سرّه ) در الروضة البهية فرموده :
الصلاة المأمور بها فى قوله تعالى : صلوا عليه و سلموا تسليما اصلها الدعاء لكنها
هامش
( 1 ) . انشراح / 4 .