و چرا اين همه احاديث به طرق اهل سنّت و شيعه را به كنار انداخت كه با دلالت مطابقى به معناى ( آل محمد ) دلالت دارد ولى به احاديثى تمسك نمود كه در مورد صدقه وارد شده چطور به آنها چنگ زده مىشود ؟
و آن همه اقوال علماى اهل سنّت كه از صاحب لسان العرب شنيده شد در آنها قول فيروزآبادى كه ( آل محمد ) را به علماى امّت معنى كند ديده و شنيده نشد پس فيروزآبادى به دلخواه خودش خواسته ( آل محمد ) را معنى كند در صورتى كه آل ابراهيم ( ع ) عبارتند از اولاد ابراهيم ( ع ) مانند : اسماعيل و اسحاق و يعقوب و انبيايى كه از نسل ابراهيم ( ع ) آمدهاند ولى در رسول اللّه ( ص ) ( آل محمد ) به امت و در امت هم به علما معنى مىشود ؟ در صورتى كه مقتضاى تشبيه به ابراهيم ( ع ) بايد ( آل محمد ) هم مثل ( آل ابراهيم ) از نسل و اولاد خاتم انبيا محمد مصطفى ( ص ) بوده باشند نه از ديگران كه نسبت به آنها به رسول اللّه ( ص ) بيگانگانند گرچه از علماى امت باشند .
و علاوه در نسل محمد مصطفى ( ص ) اشخاصى هستند كه به حكم عقل و نقل معصومند - اگر تابع دليل باشيم - و اعلم امت اسلامى در عصر خودشان بودهاند و تمامى امّت به اعلميّت و افضليت آنها اعتراف دارند و آن ذوات مقدسهاند كه در مرتبهء انبيااند كه خود فيروزآبادى به اين موضوع اعتراف نمود و اشخاصى كه در مرتبهء نبوت باشند بايد معصوم باشند و الّا غير معصوم به مرتبهء نبوت نايل نمىشود زيرا نايل شدن به آن مرتبه لازم گرفته كه به تمامى اوصاف و كمالات نبى دارا باشد و از آنهاست صفت عصمت ، و به عقيده شيعهء اماميّه كه با دلايل بسيار محكم و متقن ثابت كردهاند ، آنها از ساير انبياى گذشته و حتى از انبياى اولى العزم به غير از خاتم انبيا ( ص ) افضلند و اعلم از آنها بودهاند .
آن اشخاص افضل و اعلم كه در رتبهء انبيا و به اعتراف خود فيروزآبادى كه كلامش نقل شد ، خداوند به جهت گرامى داشتن رسول اللّه ( ص ) ( آل ) او را شهداى بر امم انبيا قرار داده كه مرتبهء نبوت و امامت است ، آيا آنها مراد از ( آل محمد ) نباشند ؟ آيا ملايان سنّىها شاهد بر امم انبيايند ؟ آيا آنها از اعمال امم آگاهند تا شهداى بر آنها باشند ؟ يا رسول اللّه ( ص ) و اوصياى طاهرين او ( ع ) اند كه بر اعمال واقف و نزد خداوند شاهدند .
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
« 1 » .
اهل بيت اطهار ( ع ) كه در اسلام اعلميّت و افضليّتشان مورد اتفاق مسلمين است به عقيدهء
هامش
( 1 ) . توبه / 105 .