تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
كرده است چنان‌چه تصريحش بر آن گذشت . اين ادّعاى وى اشتباه بزرگ است زيرا اجتهاد مجتهدين در مسائل و فروعات اختلافى مىباشد كه از ضروريات نيست و مؤداى اجتهاد آن‌ها ظنى و حكم ظاهرى است و اگر مطابق واقع باشد مثاب و مأجور و به واقع عمل كرده است و اگر مطابق واقع نشد معذور خواهد بود اگر در بذل وسع و اجتهاد خود قصور و مسامحه روا نداشته باشد و اما احكامى كه انبيا ( ع ) به مردم بيان مىفرمايند حكم واقعى است كه از وحى تلقى و اخذ فرموده‌اند و از روى اجتهاد نيست گرچه اهل سنّت از صدر اول اسلام خواسته‌اند به رسول اللّه ( ص ) نيز نسبت اجتهاد بدهند تا اجتهاد امثال معاويه‌ها را بلكه تصحيح كنند و خليفه را در تحريم امثال مسألهء متعهء زنان كه در مقابل نص قرآن كريم و در ازاى رسول اللّه ( ص ) اجتهاد نموده مجتهد بتراشند ، در صورتى كه پيغمبر ( ص ) از وحى تلقى مىكند و اجتهاد در حق وى معنى ندارد و لذا اين بحث را كه آيا پيغمبر ( ص ) مجتهد بود و اجتهاد مىكرد ؟ به ميان آورده‌اند « 1 » و علماى اعلام اين مطلب را در كتاب‌هاى علم اصول فقه كه در زمان‌هاى قديم در آن علم تصنيف فرموده‌اند عنوان كرده و به بحث پرداخته‌اند . در هر صورت مقايسه اجتهاد مجتهدين به نحو مشروع در احكام و فروعات اختلافى و آن را به منزلهء وحى بر انبيا خيال كردن كلام باطل و تصور بىحاصل و فاسد است . بلى اگر منظورش از علمايى كه ( آل محمد ) مراد از آن ذوات مقدسه است عبارت باشد از اوصياى معصومين رسول اللّه ( ص ) آن وقت اين كلام وى صحيح است كه هر چه آن‌ها بيان نمايند مانند فرمايش‌هاى انبيا و خود رسول اللّه ( ص ) است ، زيرا آن‌ها هر چه گويند و بيان فرمايند ، مأخوذ از رسول اللّه ( ص ) است فرقى در ميان نيست ولى باز بيانات و فرمايش‌هاى آن‌ها نيز مانند خود پيغمبر ( ص ) در اصول و فروع دين از روى اجتهاد نيست ، بلكه مأخوذ از رسول اللّه ( ص ) است . و بايد اضافه كرد كه اجتهاد مجتهدين براى پيدا كردن حكم واقعى كه از يك حكم الهى در واقعه‌اى بيشتر نيست ، مىباشد و ممكن است در پيدا كردن آن حكم مجتهد به خطا برود و مؤداى اجتهادش مطابق حكم واقعى نباشد ولى انبيا ( ع ) در بيان احكام واقعيّه به خطا نمىروند پس چطور اجتهاد آن‌ها مانند وحى بر انبيا مىشود ؟ زيرا اگر مانند وحى باشد در آن خطا نمىشود بلى فيروزآبادى مبناى كلامش بنا به مذهب خودشان است كه مجتهد را در اجتهادش
هامش
( 1 ) . ر . ك : عدة الاصول ، شيخ الطائفة طوسى ( قدس سرّه ) القدوسى ، جزء 2 ، ص 116 ، ط بمبئى . و شيخ ( ره ) فرموده : كه اين مسأله بنا به اصول اساسى مذهب ما اصلا ساقط است .