( اللهم صل على محمد و آل محمد )
حتى در تشهد نماز كه بلاشك واجب است كه صلوات بايد گفت به ترتيب مذكور گفته شود كافى است .
ولى اهل سنّت چنانچه گفتيم : بر خلاف فرمايش و دستور رسول اللّه ( ص ) رفتار كرده و در زبانها و كتابهاى خودشان ضميمه كردن صلوات بر آل محمّد را حذف كرده و اين طور صلوات مىگويند و مىنويسند :
( اللهم صل على محمد ) يا ( اللهم صل و سلم على النبى ) يا ( صلى اللّه عليه و سلم ) .
چنانچه در اغلب كتب و مؤلفات سنّىها به طريق اخير است چون شيعه مواظبت بر ضميمه آل دارند و لذا سنّىها به رغم آنها سنّت نبويّه را زير پاى گذاشتهاند بسيار كمتر در مؤلفات اهل سنّت ديده مىشود كه از رويهء امويّه پيروى نكرده و آل را حذف نكرده باشند مانند ابن حجر عسقلانى و بعضى ديگر كه بسيار نادر مىباشد .
و از اكابر علماى اهل سنّت از معاصرين كه در كتابش در صلوات ( آل ) را حذف نكرده و تبعيّت از سنّت فرموده و تقليد كوركورانه را رها كرده عبارت از علامهء كبير مرد عاقل و داناى اسلامى شيخ محمد سعيد عرفى است كه در كتاب نفيس و اثر خالد خود سر انحلال الامة العربية و وهن المسلمين كه فعلا طبع دوم دمشق آن نزد نگارنده موجود است در صلوات از رويهء مرضيه كنار نشده است در سال 1376 ه . ق وفات يافته ، رضى اللّه تعالى عنه .
شيخ صدوق ( ره ) روايت كرده به اسناد خود از ابان بن تغلب از حضرت ابو جعفر باقر ( ع ) از امير المؤمنين سلام اللّه عليه قال :
قال رسول اللّه من صلى على و لم يصل على آلى لم يجد ريح الجنة و ان ريحها ليوجد من مسيرة خمس مائة عام « 1 » .
در تفسير نعمانى ( ره ) با اسنادش از امير المؤمنين ( ع ) از رسول اللّه ( ص ) نقل كرده كه فرمود :
لا تصلوا على صلاة مبتورة بل صلوا الى اهل بيتى و لا تقطعوهم فان كل نسب و سبب يوم القيامة منقطع الا نسبى .
و ابن حجر در صواعق « 2 » نقل كرده :
هامش
( 1 ) . غاية المرام ، ص 314 .
( 2 ) . ر . ك : مستمسك العروة الوثقى ، تأليف سيدنا الاستاد آية اللّه طباطبايى حكيم ( قدس سرّه ) ، ج 6 ، ص 383 ، ط 2 نجف و الصواعق المحرقه ، ص 87 و كشف الغمة للشعرانى ، ج 1 ، ص 194 ولى در خود صواعق ( و على آل محمد ) است .