بيان شده و شرح و تفصل اين مطلب فقهى در اين مورد از موضوع اين كتاب خارج است .
و در اين خصوص رجوع شود به كتاب شريف و اثر خالد سيد استاد ما امام فقيه آية اللّه آقاى طباطبائى حكيم ( قدس سرّه ) كه در شرح عروة الوثقى به نام : مستمسك العروة الوثقى « 1 » تأليف و در تمامى اقطار و بلاد اسلامى شهرت علمى آن كتاب نفيس طنينانداز و اشتهار تمام دارد و درس خارج چند مجلد از آن اثر گرانبها در حضورش درك شد .
سوم : پنجاه و يك ركعت نماز در روز و شب از مختصات شيعه اماميّه است لذا امام ( ع ) از علايم مؤمن شمرده است زيرا اهل سنت گرچه در عدد ركعات نمازهاى فرايض پنجگانه با شيعه اتفاق دارند و عدد ركعات نمازهاى يوميهاى واجبى از ضروريات در اسلام است .
ولى در ميان سنّىها در عدد نوافل اختلاف است به نحوى كه هيچ كدام از اقوال آنها پنجاه و يك ركعت نمىشود و براى ما احتياجى به نقل اقوال آنها نداشته و تحقيق در اطراف آن اقوال لزوم ندارد و از بركت ائمه اهل بيت معصومين ( ع ) كه تمامى اقوال و اخبارشان به رسول اللّه ( ص ) مىرسد احتياجى به اقوال ائمه اربعه ايشان نداريم و اقوالشان را مورد اعتماد نمىشماريم و لذا از اقوال سنّىها دربارهء عدد نوافل صرف نظر مىشود .
چهارم : دوم از علايم مؤمن كه در حديث شريف آمده عبارت از زيارت ( اربعين ) است و شكى نيست كه مراد زيارت حضرت سيد الشهداء ( ع ) در روز اربعين بيستم شهر صفر در كربلا مىباشد .
و آنچه از اذهان كج ظاهر شده و از آنانى كه اعوجاج سليقه در فهم اخبار و احاديث دارند ابراز گرديده و معانى احاديث را از مصب و جريان و مسير خود خارج مىنمايند و در بعضى كتابها نيز نگارش دادهاند كه مراد از زيارت ( اربعين ) در حديث شريف عبارت از اربعين مؤمن است يعنى از علايم مؤمن يكى نيز زيارت چهل نفر از برادران مؤمن مىباشد .
اين حرف خلاف متبادر از حديث در نهايت درجه قول سخيف و معنى منافى با ذوق سليم و ذهن مستقيم است با اينكه ابدا قرينه در روايت كه دلالت بر آن معنى كند وجود ندارد هرگاه اين معنى مراد بود بايستى عبارت : ( زيارة الاربعين ) را بدون الف و لام عهدى بيان مىفرمود پس با آوردن آن الفاظ شريفه با الف و لام عهد خواسته اشاره فرموده و شنونده را متنبه سازد بر اينكه زيارت اربعين نيز از سنخ ساير مثالها كه براى علايم مؤمن در حديث شريف مىشمارد مىباشد و زيارت اربعين نيز مثل آنهاست زيارتى كه در خارج در روز معهود
هامش
( 1 ) . مستمسك ، ج 5 ، صص 6 - 7 ، ط 2 نجف و در اطلاع به تاريخ اجمالى سيد استاد ( قدس سرّه ) رجوع شود به آثار تاريخى آية اللّه طباطبائى حكيم ( قدس سرّه ) ، ط تبريز ، 1390 ق كه به قلم اين جانب انتشار يافته است .