تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
و ناگفته نماند : كه استحباب زيارت اربعين كه روز بيستم ماه صفر است جاى شبهه نيست چنان‌چه شيخ اجل اعظم شيخ مفيد ( ره ) در رسالهء : مسار الشيعة و آية اللّه علامه ( ره ) در كتاب تذكرة و تحرير و ديگران از اكابر فقها ، و مجتهدين شيعه بر آن تصريح فرموده‌اند . پس بر ساير علايم اهل ايمان كه در حديث بر آن‌ها متعرض شده و بيان فرموده است بپردازيم . پنجم : سوم از آن علايم انگشتر را به دست راست كردن است و عموم افراد شيعهء اماميّه بر اين كار مواظبت دارند و ملتزم مىباشند و اين آداب مأخوذ از ائمه معصومين ( ع ) است كه شيعه به فرمايش آن حضرات متدين و به اوامر آن‌ها عمل كرده‌اند مگر عده‌اى در عصر ما از غرب‌زده‌ها به وجود آمده‌اند كه عوض انگشتر كه نگين آن از جنس‌هايى باشد كه ائمه ( ع ) دستور داده‌اند حلقهء طلايى به انگشت دست چپ كرده و به اين كار حرام اقدام نموده و تقليد از غربىها مىنمايند كه زهى بىهميتى و غرب‌زدگى است كه به عمل حرامى كه هيچ‌گونه حظ نفسانى ندارد مرتكب مىشوند و انگشتر طلا و حلقه طلا براى مردها حرام است و اگر آن را به دست كرده و نماز بخوانند نمازشان باطل است . و جماعتى از اهل سنت در اين عمل استحبابى يعنى انگشتر را به دست راست كردن با شيعه مخالفت ورزيده‌اند چنان‌چه در موارد بسيارى با اينكه خودشان اقرار دارند كه سنت رسول اللّه ( ص ) و طريقهء اسلامى آن است كه شيعه به آن‌ها عمل كرده‌اند باز براى ضديّت و مخالفت با شيعه در آن موارد بر عكس سنّت رسول اللّه ( ص ) عمل كرده و مىكنند . ابن حجر گفته : مالك ( يكى از ائمهء چهارگانه اهل سنت ) مكروه داشته كه به دست راست انگشتر كنند بلكه بايد به دست چپ باشد و باجى از علماى مالكىها مبالغه ورزيده در ترجيح دادن به قول مالك : كه انگشتر بايد به دست چپ شود « 1 » . مؤلف الهدايه از علماى حنفىها گويد : آنچه تشريع شده انگشتر را به دست راست كردن است و لكن چون آن را رافضىها بر خودشان شعار اخذ كرده‌اند ما آن را در دست چپ قرار داديم . علامهء زمخشرى در ربيع الابرار گويد : اول كسى كه انگشتر به دست چپ كردن را شعار اخذ كرد و بر خلاف سنت رفتار نمود معاويه بود « 2 » . از آنچه نقل شد معلوم مىشود كه انگشتر را به دست چپ كردن از آثار تبليغات شوم و از
هامش
( 1 ) . الفتاوى الفقهية الكبرى ، ج 1 ، ص 264 . ( 2 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 210 ، ط 2 تهران .