از آنجا به زيارت حائر مقدس مشرف مىگشتند و بانوى معظمه اغلب اوقاتش نزد قبر مبارك بوده است .
ثانيا : ماندن بانوى مكرمه نزد قبر مطهر جاى استبعاد نيست چون در صدر اسلام توقف زوجات با وفاى اشخاص و اشراف نزد قبور آنها معمول بوده و بانوان مكرمه در نزد قبر شوهرهاى عزادار مىشدند .
از مسلّمات تاريخ است كه پس از وفات سيد اجل اعظم حسن مثنى ( رض ) فرزند ارجمند حضرت امام حسن مجتبى ( ع ) عيالش كه فاطمة بنت الحسين ( ع ) بوده آن بانوى معظمه تا يك سال در كنار قبر زوجش حسن مثنى چادر زد ( فسطاط ) و عزادار شد و پس از يك سال كه شب شد امر كرد آن را چيدند و ندايى شنيد كه گويد : « هل وجدوا ما فقدوا »
نداكنندهء ديگرى به وى جواب داد : « بل يئسوا فانقلبوا » رجوع شود به معتبرهء شيعه و سنّى .
و بعضى گويد : بانوى معظمه فاطمه ( رض ) به بيت لبيد تمثل جست :
الى الحول ثم اسم السلام عليكما * و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر
محدث قمى ( ره ) در سفينة البحار گفته :
الذي ذكرناه عن زوجته فاطمة من انها ضربت على قبره فسطاطا و كانت تصوم النهار و تقوم الليل الى سنة نقله الشيخ المفيد و كثير من علماء الشيعة و السنة و كان هذا شايعا بين النساء المحترمات الحانيات . « 1 »
بعد محدث قمى ( ره ) قضيهء بانوى معظمه « رباب » را از ابن الاثير نقل كرده است .
حالا بنا به عقيده طرفدار شبهات گفته شود كه بانوى معظمه فاطمه در كنار قبر حسن مثنى ( رض ) چطور يك سال تنها مانده آيا از محارمش نزد وى شبها بوده يا نه ؟ - از اين قبيل شبهات واهيه كه قابل ذكر نيست چون قطعا تنها نمىشود و از كسان و خادمها در حضورش حاضر بودهاند عينا همين حال دربارهء بانوى معظمه « رباب » موجود است جاى شبههتراشى نيست .
ام المؤمنين ام سلمه ( رض ) پس از شنيدن شهادت حضرت سيد الشهداء ( ع ) در دشت كربلا و ظاهر شدن علامات شهادت آن حضرت به واسطهء تربتى كه رسول اللّه ( ص ) و امام حسين ( ع ) به وى داده بودند لباس سياه دربركرد و قبهء سياهى در مسجد رسول اللّه ( ص ) زده و در آن خيمه عزادار شد .
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 256 ، ط نجف اشرف .