رديف و در جرگهء كتب نفيسه قرار بگيرد .
حالا از آنچه راجع به روايت مذكوره شرح داده شد معلوم مىشود اگر به تحقيق محتويات تأليفات معاصرى كه بدون ذكر نام وى به طور اشاره گذشتيم پرداخته شود چقدر اشتباهات و تحريفات و تصحيفات در آنها به وى رخ داده بايد كتاب مستقلى تأليف گردد و متأسفانه كه براى جمعى در آينده بلكه در حال حاضر مصدر نقل شده و براى اشخاص مسامحه كار در آتيه مدرك درست خواهد شد .
و اما اقامت بانوى معظمه و با وفاى اسلامى رباب رضوان اللّه عليها در كنار قبر حضرت سيد الشهداء ( ع ) بسيار مورد اعتماد است كه حقيقت داشته باشد و بيشتر از يك سال بعد از امام ( ع ) در دنيا زندگانى نكرده و از كثرت حزن و تأسف در مدينه از دنيا رحلت كرده است .
اديبهء فاضله زينب فواز در كتاب الدر المنثور در ترجمه رباب گويد :
و بقيت بعده سنة لا يظلها سقف بيت الى ان ماتت « 1 »
تحقيق و بررسى دربارهء خبر مصقلة الطحان
اگر اضافهكننده آن جملات زيادى : « على قبر ابى عبد اللّه » و « سنة كاملة » به روايت مصقلة الطحان از اول تا آخر دقت مىكرد و قراينى را كه در آن وجود دارد ملاحظه مىنمود و عبارات و جملات آن روايت را تا آخر مطالعه كرده و در آنها تأمل مىكرد به وى روشن شده و مىديد كه آن قراين شاهد است كه روايت مزبوره راجع به پس از مراجعت بانوى معظمه « رباب » زوجهء با وفاى امام ( ع ) به مدينه است كه از كربلا پس از اقامت يك سال در ميال آفتاب - چنانچه گفته شد بسيار مورد اعتماد است كه اين واقعه حقيقت داشته باشد - به مدينه برگشته و مراجعت وى به مدينه مورد اتفاق مورخين است و بعد از ورود به مدينه باز در اقامهء ماتم به سيد الشهداء ( ع ) كوتاهى نداشته حتى از تاريخ و اخبار معلوم مىشود در خوراك و پوشاك خود هم به طور عزادارى و اشخاص مصيبت زده بوده و غذاهاى لذيذ نخورده و طعامهايى كه اشك چشم را زياد نمايد تناول فرموده و زنان و خادمها به دور وى جمع مىشده و گريه بر سيد الشهداء ( ع ) مىكرد و آن بانوى معظمه گريه و زارىاش در خانه و منزلى بوده و اگر آن جريان و احوال كه خبر طحان به آن دلالت دارد در كنار قبر مطهر سيد الشهداء ( ع ) در كربلا اتفاق افتاده بود در آن اوقات در آنجا هنوز خانهاى وجود نداشته تا آن بانوى
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ص 203 ، ط بولاق مصر به سال 1312 ه . ق .