و گفته شد كه دفن رأسى در عسقلان كه رأس مطهر سيد الشهداء ( ع ) باشد معلوم نيست و دست سياست فاطميين و ديگران با آن بازى كرده و سرى را به عنوان رأس مطهر از محلى به محل ديگر نقل دادهاند و دفن در ( حران ) هم در كلام مستوفى ديده مىشود .
على جلال در كتاب الحسين گويد « 1 » :
و الامامية و بعض اهل السنة على انه مدفون مع الجسد بكربلا .
على جلال در نقل اقوال و آرا دربارهء رأس مطهر در كتاب نامبرده خود طول و تفصيل داده و نتوانسته به يكى از آنها به طور قطع جزم نمايد و در آخر كلامش گفته : دفن كردن رأس مطهر در دمشق و نقل دادن به آن از آنجا به عسقلان و از عسقلان به قاهره ثابت نشده به نحوى كه ثبوت تمام باشد رجوع شود به صفحه 149 - 150 .
و در كتابش از اقوال ضعيفه و كلمات هذيان و حرفهاى خرافى زياد است و از كلمات بيهودهء ابن تيميهء حرانى نيز بسيار نقل كرده كه غير از تمايل به مسلك جمود وهابىگرى چيزى نيست .
پس قول صحيح آن است كه علماى اماميّه بر آن قايل و عملشان بر آن است كه رأس مطهر سيد الشهداء ( ع ) را امام سجاد ( ع ) در مراجعت از شام با رءوس شهدا به كربلا آورده گرچه يقينى نيست كه تمامى سرهاى شهدا « 2 » را با خود آورده باشد ولى رأس مطهر را با مخدرات عصمت و طهارت بدون شك با خود به كربلا آورده و در اربعين روز بيستم شهر صفر سال 61 در كربلا ملحق به جسد اطهر و اطيب كرده است و ساير رءوس شهدا را نيز در كربلا دفن فرموده است .
آيا در آن موقع كه امام ( ع ) مىخواسته رأس مطهر امام حسين ( ع ) را در قبر مباركش ملحق به بدن اطهر كند آن مخدرات و بانوان عصمت در چه حال بودهاند ؟ و قطعا امام ( ع ) آنها را امر مىكند كه كنار شوند و آن منظره را كه در ذهن انسان تصور مىشود نديده باشند كه عبارت از كشف قبر مطهر و الحاق رأس انور است .
و در بعض تواريخ معتبره نقل شده كه رباب بنت امرئ القيس كلبى كه زوجهء با وفاى سيد الشهداء ( ع ) بود و تا يك سال در كنار قبر مبارك امام ( ع ) در كربلا مانده و در آنجا اقامت
هامش
( 1 ) . ص 139 ، ط مصر - القاهره ، 1349 ه ق .
( 2 ) . سر هفتاد تن از شهداى كربلا را به كوفه نزد ابن زياد آوردهاند ؛ ر . ك : تاريخ كامل ، ص 92 ، ط بيروت يا هفتاد و دو تن ؛ ر . ك : حجة السعادة ، ص 56 ، ط تبريز ، 1310 ق و ظاهر آن است كه ابن زياد تمامى آن رءوس مطهره و يا اكثر آنها را به شام پيش يزيد به ارمغان فرستاده است .