تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
كتاب در ايران به وسيله يكى از مبتلايان به تعصب قومى ترجمه به فارسى گرديده و نواقص و معايبى را كه ترجمه‌هاى فارسى نوعا دارد آن نيز دارا مىباشد و خوب است عين عبارت عربى آن كتاب نقل شود و سپس ترجمه‌اش نقل گردد . ابو ريحان گويد : « 1 » و فى العشرين رد رأس الحسين ( ع ) الى جثته حتى دفن مع جثته و فيه زيارة الاربعين و هم حرمه بعد انصرافهم من الشام . مترجم الآثار الباقية در ترجمهء آن عبارت گويد : و در روز بيستم آن « 2 » سر حسين ( ع ) را به بدنش ملحق كردند و در همانجا دفن نمودند و زيارت اربعين راجع به اين روز است و بدين سبب اين زيارت را اربعين گويند كه چهل نفر از اهل بيت او پس از مراجعت از شام قبرش را زيارت كردند . « 3 » و براى خوانندهء عزيز پوشيده نيست كه وجه تسميهء زيارت اربعين در كلام ابو ريحان غير از آن است كه مشهور است و از مختصات ابو ريحان به شمار است زيرا هنوز غير از او به كسى ديگر اطلاع نداريم كه زيارت اربعين را به جهت زيارت چهل نفر از اهل بيت سيد الشهداء ( ع ) بداند بلكه مشهور آن است كه زيارت اربعين يعنى بعد از چهل روز از شهادت آن حضرت است كه اهل بيت ( ع ) وارد كربلا شده و رأس اطهر را ملحق به بدن اطيب كرده‌اند و جابر انصارى ( ره ) نيز مشرف گشته و قبر مطهر را زيارت كرده‌اند . زكريا بن محمد قزوينى در كتاب عجائب المخلوقات گويد : اليوم الاول منه عيد بنى اميه ادخلت فيه رأس الحسين رضى اللّه عنه بدمشق و العشرون منه ردت رأس الحسين الى جثته .
هامش
- ساخت و از افراد فرقهء « فراماسونىها » بوده است و كتاب نامبرده‌اش پر از اشتباهات شگفت‌آور است و استاد علامه اردوبادى ( ره ) را در حق وى دو بيت شعر فارسى است كه كشف از حال او مىكند و در محلش ثبت است . ( 1 ) . ص 331 ، ط اروپا . ( 2 ) . يعنى ماه صفر و شكى نيست كه مرادش بيستم ماه صفر سال 61 است اگر غير آن سال بود به آن تصريح مىكرد و مراد قزوينى نيز در عجايب المخلوقات همين است چنان‌چه مرادش از اول صفر كه عيد بنى اميه است صفر سال 61 مىباشد اگر غير از آن سال بود تصريح مىنمود . ( 3 ) . ص 392 ، ط تهران ، 1321 ه . ش تصريح ابو ريحان احتمال ورود اهل بيت را به كربلا در موقع رفتن از كوفه به شام باطل مىكند چون گفته : پس از مراجعت از شام . . . الخ .
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 186 | محمد على قاضى طباطبائى