بود خوانديد ؟ فرمود : اينجا موضع رأس مطهر جدم حسين ( ع ) است كه آن را در اينجا گذاشتند . « 1 »
و بعد مطلبى را به طور امكان نقل فرموده كه خوب است در كتاب جواهر الكلام بماند و از آن نقل نشود چون به ثبوت نرسيده و حدس محض است .
پس امكان گذاشتن رأس مطهر در نزد قبر مبارك امير المؤمنين ( ع ) وجود دارد ولى اين امكانها و احتمالها را در مقام جمع ميان اخبار در مقام فقاهت و اجتهاد گفته مىشود و از فقيه صادر مىگردد و ظاهر اخبار مزبوره دفن رأس مطهر در جنب امير المؤمنين ( ع ) است نه وضع كردن آن در نزد قبر مبارك امام ( ع ) علاوه از روايات و از بعض تواريخ هم معلوم مىشود قبر كوچكى در نزد امير المؤمنين ( ع ) وجود داشته كه علامت دفن شدن رأس مطهر بوده است و اگر اين مطلب حقيقت دارد چطور شده كه بعدا آثارى از آن نمانده گرچه اشخاصى هستند كه از بالاى سر قبر مطهر امير المؤمنين ( ع ) رد نمىشوند نظر به آن رواياتى كه اشاره شد .
و آنچه كار را سهل و اين موضوع مبهم را آسان مىكند آن است كه حقيقت امر در مفاد آن روايات بر ما معلوم نيست و وضع كردن رأس مطهر در نزد امير المؤمنين ( ع ) و يا دفن كردن در جنب آن حضرت و از آنجا نقل دادن به كربلا و الحاق به جسد اطهر احتمالاتى است كه در مقام فقاهت براى رفع منافات ميان عمل اصحاب و مفاد آن روايات گفته شده ولى خداوند بر حقايق عالم است و چنانچه نقل شد در بعضى از آن روايات جملات متشابهى وجود دارد كه فرموده :
فالرأس مع الجسد . . . الخ .
اشاره به آن است كه رأس مطهر با جسد اطهر دفن شده است .
و ممكن است حقيقت امر در آن روايات سرى باشد از اسرار كه واقع آن بر ما مكشوف نشده و براى مصالحى كه در آن زمان وجود داشته آن احاديث از ائمه ( ع ) صادر شده است علاوه بر اسانيد آن اخبار كه درست تنقيح و تصحيح نشده است و مانند ( مبارك خباز ) كه در كتب رجال ذكرى از او نيست و ( يونس بن ظبيان ) كه از وضاعين حديث است از راويان آن اخبارند .
با اينكه آن روايات در جلو چشم علماى اعلام اماميّه و فقهاى عظام اثناعشريه بوده و در كتب جوامع حديث شيعه آنها را ديدهاند و به آنها اعتنا نداشتهاند و اعراضشان از آن اخبار
هامش
( 1 ) . جواهر ، ج 20 ، ص 93 ، ط نجف .