ساير ائمه ( ع ) موهاى شارب را بلند نگذاشته موى جلو دماغ و لب بالا را از بيخ مىزدند و لذا محققين از فقها نوشتهاند كه ( بهتر تراشيدن موى شارب از بيخ ) و حتى از امير المؤمنين ( ع ) مشهور است كه اگر مرا ملامت نمىكردند بر شارب خود داغ مىگذاشتم كه در آن مو نرويد گرچه اين روايت را اين جانب تا حال در كتب حديث نديدهام و نظر به شهرتى كه داشت نگارش دادم و توفيق اطلاع بر آن را از خداوند مسألت مىنمايم ولى خود اين شهرت بزرگترين دليل است بر اين كه موى شارب را به حال خود گذاشتن و يا در شاربها موى بلندى گذاشتن از آداب و رسوم اسلامى دور است و هرگز پيشوايان اسلام و ائمه اطهار ( ع ) كه داراى صفت عصمتاند خلاف آداب و رسوم دينى را به جا نمىآورند و با آن كلفتى موى شارب را كه از علايم مجوسىهاست نمىگذارند به حال خود بماند و در آن عكسها كه به رسول اللّه ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) و امام رضا ( ع ) و يا در عكس رأس مطهر شارب با آن كلفتى ديده مىشود بهتر دليل بر ساختگى بودن آنهاست و نقاشى كنندگان آنها كه يك مشت از يهودىهاى بىحيا و دشمنان سرسخت اسلام و بعضى از صوفىها و دراويش متصوفه مىباشند از آداب و رسوم اسلامى اطلاع ندارند عكسى كه درست مىكنند و به آن ذوات مقدسه نسبت مىدهند غافل از رويهء رسول اللّه ( ص ) و ائمه ( ع ) هستند و لذا شاربها با آن كلفتى و بلندى براى آنها درست مىكنند كه بدون شك ساختگى و غلط است .
ولى اف بر يك عده مسلمانهاى بىخبر كه آن عكسها را زينت در و ديوار كرده و هتك حرمت نموده و حتى بر كتاب تاريخ نيز گراور مىكنند ، چرا ؟ براى اين كه مىبينند نسبت به آن عكسها را به جاى دور و دراز حواله كرده و به فلان موزهء فلان مملكت دادهاند كه دسترس كسى نباشد كه واقع را بتواند به دست آورد و اگر كسى هم برود و در خود آن موزهها آنها را ديده باشد باز بدون شك ساختگى است و بايد دانسته شود تمامى آن عكسها كه نسبت به پيغمبر و امام ( ع ) دادهاند و مىدهند اساسا دروغ و بىاصل و بىحقيقت است .
قولى كه نقل شد مدفن رأس مطهر در قاهره است و از عسقلان به آنجا بردهاند از شيعه احدى را بر آن قول قايل نتوان پيدا كرد مگر بعضى از تاريخنويسان عصر حاضر ما كه اعتمادش بر تواريخ بيشتر باشد و قول مشهور ميان شيعه را كه ملحق كردن سر مطهر به بدن مباركش در كربلا باشد به كنار بگذارد چنانچه علامه سيد امين عاملى ( قدس سرّه ) تصريح فرموده كه قول مزبور اختصاص بر اهل سنت دارد و احدى از شيعه بر آن قايل نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : لواعج الاشجان ، ص 247 ، ط 3 صيدا .