الافضل بن بدر جمالى وزير اسبق مصر در يكى از مسافرتهايش به عسقلان دستور داد تا براى مشهد رأس الحسين كه در كنار عسقلان واقع بود بناى مجللى برپا نمايند .
اين بنا كه زيارتگاه عموم بود پس از سقوط عسقلان « 1 » نيز به حال خود باقى ماند و صليبىها هيچگونه آسيبى بر آن نرساندند تا اين كه طلايع به وزارت مصر رسيد - طلايع كه از شيعيان خالص آل على ( ع ) بود و نسبت به آثار آن خاندان سخت تعلق خاطر داشت شرط احتياط را در آن ديد كه سر مطهر را از عسقلان كه به واسطهء وجود صليبيان پيوسته در معرض خطر بود به محل امنى منتقل كند و بدين منظور ساختمان مسجد بزرگى را در كنار شهر قاهره آغاز نمود لكن همين كه كار ساختمان به پايان رسيد خليفه به وى گفت كه اين بنا چون در خارج حصار قرار گرفته لذا نمىتواند محل امنى باشد پس بهتر است به جاى آن يكى از كاخهاى داخل شهر را كه از آسيب دشمن و حملات آيندهء صليبيان در امان است انتخاب نمايد - از اين رو طلايع مسجد مزبور را به حال خود گذاشته و قصر زمرد را كه از كاخهاى زيبا و مجلل بود بدين منظور انتخاب كرد و آنگاه در ميان آن بناى بسيار با شكوهى برپا ساخته و سر مطهر را از مدفن سابق بدانجا منتقل نمود . و بدين ترتيب آن سر پرشورى كه در چندين قرن پيش بر فراز نيزهها و روى سپرهاى جنگاوران دست به دست گشته و از ميدان كارزار به كوفه و از كوفه به دمشق و از آنجا به عسقلان برده شده بود اين بار از عسقلان به قاهره برده شد و در مسجدى كه اكنون مشهور به جامع سيدنا الحسين است مدفون گرديد .
بعد صاحب اين كلمات در كتابش عكس سر بريده در بالاى نيزه را گراور كرده به عنوان اين كه رأس مطهر حضرت سيد الشهداء ( ع ) است و نسبت پيدايش آن را به موزهء ايتاليا داده است و زهى خيال خام و زودباورى است عكس رسول اللّه ( ص ) را انتشار مىدهند و نسبت آن را به فلان دير نصارى داده و به خورد مسلمانهاى زودباور مىدهند و عكس امير المؤمنين ( ع ) را مىسازند و نسبت به فلان موزهء فرانسه مثلا مىدهند و عكس رأس مطهر را درست مىكنند و نسبت آن را به موزهء ايتاليا مىدهند و بعضى از تاريخنويسان ما هم قبول كرده و حتى در كتابش گراور مىكند .
در صورتى كه يكى از علامتها كه كذب آن نسبتها را واضح مىسازد آن است كه در عكس رسول اللّه ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) و در عكس رأس مطهر سيد الشهداء ( ع ) شاربهاى كلفتى به نظر مىرسد كه قطعا از آداب اسلامى خارج است و هرگز پيغمبر و امير المؤمنين و
هامش
( 1 ) . يعنى به دست صليبىها .