بالسواد فلفه فى ثوب و دفنه عند باب الفراديس عند البرج الثالث مما يلى المشرق انتهى .
بعد از نقل آن كلمات سيد امين عاملى ( ره ) گويد :
اقول و كأنه هو الموضع المعروف الان به مسجد او مقام او مشهد رأس الحسين ( ع ) بجانب المسجد الاموى بدمشق و هو مشهد مشيد معظم « 1 » .
از اين كلمات و عبارات چنين برمىآيد كه پيدا شدن رأس مطهر بنا به قول سنىها در خزانهء يزيد پس از مدتها بوده نه اين كه از بالاى در سراى يزيد به سرقت رفت و در عسقلان مدفون شد .
و با آن اقوال مختلفه و آراى پراكنده كه با هم تعارض واضح دارند چطور مىشود به يكى از آنها اعتماد كرد و يكى را ترجيح داد ؟ تا كجا رسد كه كسى كه بسيار به تاريخهايى كه از قلم هر شخصى تراوش نموده و علاقه بسيارى بر آنها دارد خبر سرقت رفتن رأس اطهر را بر آنها بچسباند و نتيجه كه هيچگونه ارزشى ندارد و موهوم محض است اخذ نمايد و موضوعى كه هرگز واقعيت ندارد در كتابش بنگارد و رأس مطهر را در عسقلان مدفون سازد .
امام يافعى يمنى مكى متوفى به سال 768 ه در مرآت الجنان گويد « 2 »
و ما ذكر انه نقل الى عسقلان او القاهرة لا يصح .
يعنى آنچه گفته شده كه رأس مطهر امام ( ع ) به عسقلان نقل شده و يا به قاهره نقل دادهاند صحيح نمىباشد ، از كلام يافعى نيز كه صريحا نقل كردن رأس مطهر را به عسقلان و يا قاهره انكار كرده ظاهر مىشود كه نزد وى محقق شده كه سرى كه نقل دادهاند رأس مطهر امام ( ع ) نبوده است .
پس آنچه خلاصهء گفتار جمعى از مورخين اهل سنت است آن است كه سر مبارك امام ( ع ) را از خزانهء يزيد پليد يافتهاند و آن را در باب الفراديس دمشق دفن كردهاند و ظاهرا اين قضيه
هامش
( 1 ) . از عبارت شيخ مفيد ( ره ) در ارشاد چنين معلوم مىشود كه رأس مطهر را در آن محل معروف در جنب مسجد اموى در دمشق گذاشتهاند نه اينكه آنجا مدفون باشد چنانچه در ضن قصهء آن مرد شامى كه امام جواد ( ع ) او را در يك شب به مسجد كوفه و مدينه و مكه برده و محمد بن عبد الملك زيات او را حبس نموده بود فرموده : كنت رجلا بالشام اعبد اللّه تعالى فى الموضع الذي يقال انه نصب فيه رأس الحسين ( ع ) . . .
الخ ، ارشاد ، ص 348 ، ط تبريز و ناگفته نماند : كه آن قصهء مرد شامى را علاوه از علماى شيعه بعضى از علماى اهل سنت نيز نقل كردهاند .
( 2 ) . ج 1 ، ص 136 ، ط حيدرآباد ، 1337 ه .