اگر راست است تكذيب قول حضرت رسول ( ص ) نمىتوانى كرد پس حجاج مختار را رها كرد و مختار به هر كه مىرسيد مىگفت : كه من خروج خواهم كرد و بنى اميّه را چنين خواهم كشت .
چون اين خبرها به حجاج رسيد بار ديگر او را گرفت و قصد قتل او كرد مختار گفت : تو نمىتوانى مرا كشت و در اين سخن بودند كه باز نامهء عبد الملك بن مروان را كبوتر آورد و در آن نامه نوشته بود كه اى حجاج متعرض مختار مشو كه او شوهر دايهء پسر وليد است و آن حديثى كه شنيدهاى اگر حق باشد ممنوع خواهد شد از كشتن او چنانچه ممنوع شد دانيال از كشتن بخت نصر براى آن كه مقدر شده بود كه بنى اسرائيل را به قتل رساند پس حجاج او را رها كرد .
محدث خيابانى ( ره ) بعد از نقل آن قصه گويد : پس معين شد كه مخابرات فورى به توسط كبوتر معلم در زمان بنى اميّه معمول و مرسوم بود كه دو مرتبه در باب مختار به عبد الملك و حجاج بن يوسف خبر آورد .
نگارنده گويد : چون علامهء مجلسى ( ره ) و محدث خيابانى ( ره ) به تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) عليه اعتماد داشتهاند قصهء مختار را با حجاج از آن نقل كردهاند ولى تعجب است متوجه نشدهاند كه آن قضيه با حجاج چطور مىشود صحت داشته باشد زيرا مصعب مختار را كشته و كف او را با مسمارى به باب قصر نصب كرده و هنوز عبد الملك مروان به عراق مسلط نشده و استيلا نيافته بود و حجاج خونخوار را والى عراق نكرده بود و بعد از آن كه حجاج از طرف عبد الملك والى عراق شد .
آن مسمار را از باب قصر امر كرد كندند و كف مختار را درآورد و دفن نمود . مختار را ابن زياد حبس كرده بود كه با ميثم تمار ( قدس سرّه ) در حبس ملاقات و مكالمات دارند كه در گذشته به آن اشارت رفته است و ابن زياد مىخواست مختار را به قتل برساند و عبد اللّه بن عمر كه خواهر مختار عيال وى بود نزد يزيد شفاعت او را كرد و يزيد قبول نموده و ابن زياد را مانع از قتل مختار شد .
پس آنچه در تفسير نامبرده نقل شده و علامهء مجلسى ( ره ) در جلاء العيون نقل فرموده قصهاى تحريف شده است و حقيقت قضيه كه با ابن زياد رخ داده آن را تغيير و تبديل و شاخ و برگ داده و بعض جعلياتى بر آن افزوده و نقل كردهاند .
و علامهء مامقانى ( ره ) در تنقيح المقال مختصر آن قضيه را آورده مانند علامهء مجلسى ( ره ) كه در جلاء العيون تفصيلا نقل فرموده و پس از نقل آن تصريح فرموده كه بديهى است كه حكومت حجاج بعد از مختار بوده است چنانچه مىفرمايد :
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص١٤٦