تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
جناب و لطف و محافظت پروردگار را به خدمت حضرت رسول ( ص ) بنويس حضرت امير ( ع ) فرمود : كه پيك و نامهء خدا زودتر از پيك و نامهء من به رسول خدا ( ص ) مىرسد ، و چون حضرت رسول ( ص ) به نزديك آن عقبه رسيد كه جمعى ارادهء قتل آن بزرگوار را داشتند فرمود اينك روح الامين جبرئيل مرا خبر مىدهد كه جمعى بر هلاك على ( ع ) تدبيرى در حوالى مدينه كرده بودند و خداوند از لطف خود حفظ فرموده آن بيست و چهار نفر كه اصحاب عقبه بودند با يكديگر پنهان گفتند كه چه بسيار ماهر است محمد در كيد و مكر در اين زودى پيك مسرعى يا كبوتر نامه‌برى از مدينه به او رسيده است . . . الخ . پس معلوم شد كه از زمان جاهليت در حجاز اين كبوتر معلم مرسوم بود كه منافقين خبر آسمانى را به مخابرهء كبوتر معلم و كبوتر نامه بر حمل كرده‌اند . بعد محدث خيابانى ( ره ) در اينجا قصه‌اى را كه درگذشته به آن اشاره شد و اصل آن تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) است كه اغلب از جعليات بىشمار است و اصل آن قصه حقيقت داشته و صحت دارد ولى قضيه را تحريف كرده و نسبت به حجاج دژخيم مشهور در عراق و والى از طرف عبد الملك اموى در آن سامان داده شده است ولى آن قضيهء مختار ثقفى با ابن زياد بوده نه با حجاج و محدث معظم له ( ره ) آن را از جلاء العيون نقل كرده و لذا مانع ندارد آن قصه نقل شود و در اينجا آن را آن‌طور كه شيخنا المحدث ( ره ) در تتمهء محرم الحرام نقل كرده بياوريم . مىفرمايد ص ( 275 ) : حكايت حجاج و مختار و نامه آوردن كبوتر دو مرتبه ) . در جلاء العيون ص 279 گويد : « 1 » حجاج بن يوسف ثقفى امر كرد مختار را بياوريد چون حاضر كردند نطع طلبيد و غلامان خود را گفت شمشير بياوريد و او را گردن بزنيد چون ساعتى گذشت و شمشير نياوردند گفت چرا شمشير نياورديد ؟ گفتند شمشيرها در خزانه است و كليد خزانه پيدا نيست پس مختار گفت : نمىتوانى مرا كشت و رسول خدا ( ص ) دروغ نگفته اگر مرا كشتى خدا مرا زنده خواهد كرد كه سيصد و هشتاد و سه هزار كس را از شما به قتل رسانم پس حجاج در خشم شد و يكى از ملازمان را گفت : كه شمشير خود را به جلاد بده تا او را گردن بزند چون جلاد شمشير را گرفت و به سرعت متوجه او شد كه او را گردن بزند بسر درآمد و شمشير در شكمش آمد و شكمش شكافته شد و مرد پس جلاد ديگر طلبيد چون متوجه قتل
هامش
( 1 ) . در وقايع الايام تتمهء محرم الحرام شمارهء صفحهء جلاء العيون عبارت از ( 279 ) است ولى در جلاء العيون چاپ سربى قديم كه در زمان فتحعلى شاه قاجار به سال ( 1240 ه . ق ) طبع شده قصهء مذكوره در ص ( 237 ) است .
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 144 | محمد على قاضى طباطبائى