يزيد پليد دربارهء اسرا به وسيلهء كبوتر بوده نماند .
شيخنا المحدث المعظم رحمه اللّه در مجلد چهارم از وقائع الايام فى تتمة محرم الحرام گويد « 1 » :
( مكتوب ابن زياد به يزيد و جواب آن پليد ) در ملهوف گويد :
و كتب عبيد اللّه بن زياد الى يزيد بن معاوية يخبره بقتل الحسين ( ع ) و خبر اهل بيته و لما وصل الكتاب الى يزيد و وقف عليه اعاد الجواب اليه يأمره فيه بحمل رأس الحسين ( ع ) و رءوس من قتل معه و بحمل اثقاله و نسائه و عياله .
كه ابن زياد مكتوبى به يزيد بن معاويه نگاشت و صورت حال را بازگو نمود و در باب رءوس و اسراء تكليف خواست و چون مكتوب عبيد اللّه به يزيد رسيد و از قتل حسين ( ع ) آگهى حاصل نمود در جواب ابن زياد منشور كرد كه بىتوانى سرهاى كشتگان را با اهل بيت رسول خدا ( ص ) به جانب شام كوچ مىده و اموال و اثقال ايشان را نيز به صحبت ايشان حمل مىكن .
كيفيت ايصال اين مكتوب و جواب آن
بعد محدث خيابان ( ره ) فرموده : مؤلف گويد : حقير تا حال با وجود فحص شديد و تفتيش اكيد در هيچ تاريخى و تأليفى از خاصه و عامه كيفيت ايصال اين مكتوب و جواب را به شام و كوفه نديدهام كه به چه نحو و كدام وسيله بوده و حال آن كه از تذكرة الخواص و قمقام مستفاد مىشود كه روز پانزدهم رءوس و اسرا را از كوفه به جانب شام حركت دادهاند .
چنانچه در تذكره ص 148 بعد از نقل مجلس عبيد اللّه گويد :
ثم ان ابن زياد حط الرءوس فى يوم الثانى و جهزها و السبايا الى الشام
و در قمقام ص 449 از او نقل كرده گويد : چون روز دوم برآمد رءوس را با مخدرات به جانب يزيد روانه داشت و به روايت شيخ كفعمى و شيخ بهائى و علامه مجلسى و ابو ريحان صاحب آثار باقية و قمقام و روضة الاذكار در روز اول صفر رأس اطهر حضرت حسين ( ع ) را وارد شام نمودهاند ولى كسى متعرض نشده كه آيا به چه واسطه بعد از عاشورا مكتوب به شام رفته و جواب به كوفه برگشته تا پانزدهم محرم از كوفه حركت و اول صفر وارد شام شدهاند و حال آن كه در آن اوان و زمان جاهليت و صدر اسلام يك وسيلهء سريعه و واسطهء فورى بوده كه مخابرات مهمه و مكاتيب عمده را از شهرى به شهرى بعيد در زمانى قريب مىرسانيدند و آن
هامش
( 1 ) . ص 272 ، ط تبريز ، 1362 ق .