تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
بنى اميّه تصريح شده . و تفسير منسوب به امام عسكرى ( ع ) گرچه نزد اين جانب مورد اعتبار نيست ولى در اعتبار به اندازهء كتاب‌هايى كه در تاريخ تأليف كرده‌اند و در نقل وقايع تاريخى به آن‌ها چنگ مىزنيم و از آن‌ها نقل مىنمائيم ممكن است اعتبار داشته باشد عدم اعتبار و اعتماد بر آن تفسير از نقطه نظر امور دينى و مطالب و مسائل مذهبى است اما از جهت نقل تاريخ مىتوان مورد نقل قرارداد خصوصا مثل محدث نورى ( ره ) كه اعتماد كامل بر آن تفسير دارد مىتواند استفادهء تاريخى از آن نمايد . در تفسير نامبرده در قضيهء مختار ابن ابى عبيد ثقفى ( ره ) كه انتقام‌گيرندهء مشهور از قاتل‌هاى سيد الشهداء ( ع ) است گرچه آن قضيه را با تحريف و تغيير و تبديل و اغلاط زياد نقل كرده و نسبت همت گماشتن به قتل مختار را به حجاج بن يوسف ثقفى داده است « 1 » و به فرمايش بعضى از فضلا اگر آن‌طور اغلاط باعث شود كه از كليهء تفسير نامبرده دست برداريم و آن را به كنار بگذاريم بايد از كتاب كافى كلينى ( قدس سرّه ) به جهت بعضى روايات كه در آن نقل شده دست برداريم مانند خبرى كه رفتن يزيد پليد را به مكه و مدينه نقل كرده است در صورتى كه كسى از مورخين به آن اشاره نكرده و يزيد از شام اصلا بعد از خلافتش خارج نشده است . و در آن قصه كه در تفسير نامبرده نقل شده ارتباط كوفه را با شام به وسيلهء كبوتران نامه‌بر ثابت كرده است كه كبوتر از شام به والى كوفه وارد شده كه مختار را به قتل نرساند معلوم مىشود در دورهء يزيد و ابن زياد استفاده از كبوتر نامه‌بر مىشده است . و آن قصه را علامهء مامقانى ( قدس سرّه ) نيز در تنقيح المقال نقل فرموده رجوع شود به جلد سوم ص 204 ، ط نجف در شرح حال مختار ( ره ) . پس فرمايش بعضى از افاضل در حواشى بحار الانوار كه محدث نورى ( ره ) نقل فرموده متين و صحيح است و ظن قوى آن است كه استيذان ابن زياد از يزيد پليد دربارهء اسراى اهل بيت ( ع ) كه آيا آن‌ها را به قتل برساند ؟ با به شام به اسارت روانه نمايد ؟ به وسيلهء كبوتران نامه‌بر بوده است و ادّعاى بعضى از افاضل نامبرده هيچ‌گونه استبعاد را ندارد . و خوب است در اين موضوع تحقيقاتى را كه شيخنا المحقق المحدث العلامة حاج مولى على واعظ خيابانى ( ره ) در كتاب تتمهء محرم الحرام از مجلدات وقائع الايام آورده و حقيقت اين موضوع را كاملا روشن ساخته در اينجا بياوريم تا شبهه در اين كه استيذان ابن زياد از
هامش
( 1 ) . قضيهء مختار و قصد قتل وى با ابن زياد است كه يزيد به ابن زياد دستور داد كه او را به قتل نرساند اصل موضوع حقيقت دارد ولى قصه را تحريف كرده‌اند .