را امام ( ع ) تفسير فرموده و اشاره به انقراض دولت بنى اميّه كرده و علامهء مجلسى ( ره ) در بيان شرح آن حديث فرموده كه با تاريخ هجرى درست نمىآيد و فرموده بعيد است ابتناى فرمايش امام ( ع ) به تاريخ هجرى باشد چون حدوث تاريخ هجرى متأخر از زمان رسول اللّه ( ص ) است - پس اشكال علامهء مجلسى ( ره ) در آن خبر - بنا به آنچه فرموده در اصطلاح « مغاربه » حرف « صاد » در حروف « ابجد » شصت است و نود نيست سال انقراض بنى اميّه سنهء ( 131 ) ه مىشود - حل شده و جاى شبهه نمىماند و ابتناى فرمايش امام ( ع ) به تاريخ هجرى از زمان خود رسول اللّه ( ص ) است و آيهء : ( المص ) اشاره به تاريخ هجرى و انقراض بنى اميّه است .
پس از آنچه گفته شد معلوم مىگردد موضوعى كه در زمانى شهرت بسزا مىكند و در اشتهار به حد كمال مىرسد نوعا تاريخنويسان آن را از آن وقت مىدانند و به آن زمان نسبت مىدهند و در صدد تحقيق و بررسى كامل نمىشوند و در موضوع استفاده از كبوتران نامهبر و نسبت تربيت آن به زمان فاطميين و نقل آنها از موصل در سال 565 ه همين رويه را تاريخنويسان اتخاذ و آن رفتار را پيش گرفتهاند و الا قبل از آن تاريخ در اسلام نيز از كبوتران استفاده كردهاند .
قلقشندى در صبح الاعشى « 1 » تصريح كرده كه در زمان مهدى سوم خليفهء عباسى از آن كبوتران استفاده مىشده و بعدا به اندازهاى بهاى آن كبوترها بالا رفته يكى به هفتصد دينار و به يك هزار دينار رسيده و تخم بعضى از انواع آنها به قيمت گزاف خريدوفروش شده است .
و انساب كبوتران را مثل انساب عرب محفوظ مىداشتند و در اين باره به تأليف دفاتر پرداختهاند .
كبوتران پيامبر به نام ( هدى ) ناميده مىشوند و در مواردى كبوتر « بطاقه » نيز نامگذارى نمودهاند كه از « بتاكيون » يونانى گرفته شده است و به معنى نوشتهاى است بر روى قطعهء بسيار نازك كاغذ ، اين نام را بر كبوتر از آن نظر نهادهاند كه نامههاى كوچك را حمل مىكند بعضى عقيده دارند كه نام « ورقا » در عربى نخستين بار بر اين نوع كبوتران كه حمل ورق نامه مىكردهاند اطلاق شده است و اين دسته از كبوتران به تيز پريدن شهرت بسيار دارند .
استخدام كبوتران براى رسانيدن نامهها در تاريخ كارى بسيار ديرينه است چنان كه در تورات آمده است نوح ( ع ) بود كه براى نخستين بار از كبوتر در اين راه سود جست و پس از او سليمان ( ع ) است كه از پرندگان به ويژه از كبوتران استفاده نمود در تاريخ بنى اسرائيل نيز
هامش
( 1 ) . ج 14 ، ص 390 ، ط دار الكتب مصر .