على بن أبى طالب أن يؤرخ بهجرة النبى ( ص ) و تركه ارض الشرك فجعلوا التأريخ من المحرم و ذلك قبل مقدم النبى ( ص ) الى المدينة بشهرين و اثنى عشر يوما لانهم أحبوا أن يبتدءوا بالتاريخ من « اول السنة » و كان ذلك فى سنة ( 17 ) أو ( 18 ) يتنازع الناس فى ذلك .
اجتناب ورزيدن مسعودى ( ره ) از خبر زهرى كه گفته : رسول اللّه ( ص ) وقتى كه به مدينه تشريف فرما شد امر به تاريخ كرد اولا به جهت خبر واحد بودن آن است ولى از آنچه از قرائن و اخبار ديگر نقل شد خبر زهرى محفوف به قراين خارجى مىشود و مورد وثوق و اطمينان مىگردد .
و ثانيا خبر زهرى را رد مىكند به اين كه آن خبر مرسل است يعنى وسائط در سند خبر حذف شده در مقابل اين اشكال مسعودى گفته مىشود : كه موضوع يك امر تاريخى است و اغلب نقليات تواريخ مرسلات است چنانچه اغلب نقليات خود مسعودى در آن كتاب و كتب ديگرش از قبيل مراسيل است و نقل تاريخ با سند به فرمايش يكى از بزرگان مصرى ( شىء ساحر ) است كه اگر مانند نقليات ابو الفرج اصفهانى در اغانى نقل تاريخ با سند باشد انسان فريفته شده و مانند سحر است كه انسان به صورت ظاهرش فريب بخورد و اعتماد نمايد .
نقل زهرى از قبيل سائر تواريخ است در صورتى كه از قراين خارجى مورد وثوق شد كفايت مىكند احتياج به نقل با سند ندارد .
و ثالثا گفته : كه زهرى كيفيت امر رسول اللّه ( ص ) به وضع تاريخ را نقل نكرده است .
در جواب اين اشكالش گفته مىشود : رسول اللّه ( ص ) كه فرموده مبدأ تاريخ اسلامى بايد از اول ورودش به مدينه باشد و امر به اين موضوع فرموده ديگر اين امر كيفيتى را لازم ندارد كه زهرى نقل نمايد و علاوه شما مورخين در بسيارى از قضاياى تاريخى به اجمال گويى اكتفا كرده و از نگارش تفصيل و جزئيات موضوعات تاريخى چشمپوشى كردهايد يكى از آن موارد هم تفصيل كيفيت امر رسول اللّه ( ص ) به وضع تاريخ مىباشد كه نقل نكردهايد ، و قضيهء امر به اين كه هجرت آن حضرت مبدأ تاريخ باشد تفصيلى را لازم نگرفته است و ممكن است رسول اللّه ( ص ) اين موضوع را به امير المؤمنين سلام اللّه عليه فرموده و امر كرده به آن حضرت كه در موضوع وضع تاريخ بايد مبدأ آن از هجرت باشد و نگذارد مبدأ را وقت ديگر و يا از تواريخ ديگران گرفته باشند چنانچه امير المؤمنين سلام اللّه عليه هم عملى فرموده و عمر را نهى فرموده است .
ولى نكتهاى كه در عبارت مسعودى ( ره ) است عبارت از قول اوست كه گفته : « لانهم أحبوا
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص١٣٥