است و غفلت از آن است كه تاريخ هجرى را خود رسول اللّه ( ص ) تعيين فرموده است .
حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتاب ذكر اخبار اصبهان « 1 » دربارهء خريد سلمان فارسى از عثمان بن الاشهل اليهودى كه كاتب آن مكتوب امير المؤمنين سلام اللّه عليه است در آخرش مرقوم فرموده :
و كتب على بن ابى طالب يوم الاثنين فى جمادى الاولى مهاجر « محمد بن عبد اللّه » رسول اللّه ( ص ) .
و همچنين در عهد و سفارش نامهاى كه رسول اللّه ( ص ) در حق برادر سلمان رحمه اللّه به نام « ما بنداذ فروخ » و عقب او به مردم توصيه فرموده و كاتب آن امير المؤمنين سلام اللّه عليه است در آخرش مرقوم فرموده :
و كتب على بن ابى طالب بأمر رسول اللّه ( ص ) فى رجب سنة تسع من الهجرة . « 2 »
اگر بعضى از اين نامهها مانند سفارش نامهء برادر سلمان ( رض ) از بعضى جهات مورد اشكال واقع شود چنانچه در كتاب مكاتيب الرسول اشاره كرده ولى از جهت تاريخ نگاشتن در آنها مورد اشكال نيست چون تاريخ هجرى را خود رسول اللّه ( ص ) تعيين فرموده و شهرت آن به جهت زيادتى احتياج به تاريخ از زمان عمر شده است .
چنانچه در معاهدهء « مقنا » در آخرش گويد :
و كتب على بن ابى طالب بخطه و رسول اللّه يملى عليه حرفا حرفا يوم الجمعة لثالث ليال خلت من رمضان سنة خمس مضت من الهجرة . . . الخ . « 3 »
گويند معاهدهء مذكور موضوع و كذب و اختلاق است و اماراتى براى افتعال آن ذكر كردهاند چنانچه در مكاتيب الرسول چهار وجه به كذب و اختلاق بودن آن ذكر كرده و گويد :
الاول : هذا الكتاب ارّخ بالخمس من الهجرة مع ان التاريخ من الهجرة كان فى زمن عمر باشارة من علىّ ( ع ) على نقل جل المحققين . « 4 »
و در پاورقى گويد :
هامش
( 1 ) . اخبار اصفهان ج 1 ، ص 52 ، س 14 .
( 2 ) . همان ، ص 53 ، س 18 - 19 .
( 3 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 293 ، س 15 - 16 ، ط قم ، 1379 ق .
( 4 ) . اگر عبارت را « جل المؤرخين » مرقوم مىفرمودند بهتر از « جل المحققين » بود زيرا مورخين به جهت شهرت وضع تاريخ در زمان عمر نسبت به عمر دادهاند و اگر از روى تحقيق مىنگاشتند بايستى نسبت اصل وضع تاريخ را به خود رسول اللّه ( ص ) بدهند چنانچه بعضىها دادهاند .