فاقول : قد قدمنا انه يحتمل ان يكون شهر رمضان اول سنة فيما يختص بالعبادات و ترجيح الاوقات و المحرم اول سنة فيما يختص بالمعاملات و التواريخ و تدبير الناس فى الحادثات . « 1 »
حاصل فرمايش سيد ( ره ) اين است اگر گفته شود : كه اين دعاى شريف صريح است كه اول سال ماه محرم است و گفتهايد : كه اول سال ماه مبارك رمضان است .
در جواب گفته مىشود : اول سال ماه مبارك رمضان است يعنى ماه رمضان اول سال از جهت عبادت است و ماه محرم اول سال است نسبت به تاريخ و معاملات و تدبير امور مردم كه تاريخ اسلامى است و از مبدأ وحى اخذ شده است ( ان هو الا وحى يوحى ) پس اين كه بعضى از معاندين اسلام توهم كرده و به زبان بعض قاصرين جارى مىشود كه تاريخ هجرى را عمر تعيين كرده و اول آن را اول ماه محرم قرار داده خواسته بعض احقاد و عادات دورهء جاهليت را در اسلام احيا و عملى نمايد اين كلام غفلت از اين است كه خود رسول اللّه ( ص ) تاريخ هجرى را از اول ماه محرم قرار داده است حتى در دعا نيز مىفرمايد : خدايا اول محرم اول سال جديد است .
پس معلوم شد كه آن گونه توهمات جاهلانه و نسبت وضع تاريخ هجرى اسلامى را مشوب با عادات زمان جاهليت كردن ناشى از احقاد ديرينهء خود توهمكننده است .
داعى مطلق ادريس عماد الدين قرشى در كتاب عيون الاخبار و فنون الآثار گويد : « 2 »
و عن سعد بن طريف عن أبى جعفر محمد بن على ( ع ) انه قال :
دخل الحسين ( ع ) على رسول اللّه ( ص ) و هو غلام صغير فوضعه على بطنه . فأتاه جبرئيل ( ع ) فقال : يا محمد ، ابنك هذا تقتله أمتك على رأس ستين سنة من هجرتك .
ثم أراه التربة التى يقتل عليها .
خبر صريح است كه شهادت سيد الشهداء ( ع ) با اخبار جبرئيل به رسول اللّه ( ص ) بعد از شصت سال از هجرت واقع خواهد شد و در دهم ماه محرم روز عاشورا سال 61 واقع گرديده و از خبر دادن جبرئيل كه ده روز زياده است از باب مسامحه است كه در اين گونه كلمات واقع مىشود چنانچه نظاير آن در كلمات زياد است .
و از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه اشكال كردن در بعض مكاتيب و عهدهاى رسول اللّه ( ص ) كه در آنها تاريخ هجرى نوشته شده و وضع تاريخ از زمان عمر است بىوجه
هامش
( 1 ) . فى الاختيارات - خ .
( 2 ) . عيون الاخبار ، ص 81 ، ط بيروت .