چنانچه حدس زدهاند - در خود عبارت كتاب مثير الاحزان ابن نما ( ره ) نمايان است :
چون فرموده : در مرور عيال امام ( ع ) به كربلا جابر و جماعتى از بنى هاشم را يافتند كه براى زيارت آمدهاند در وقت واحد .
آيا در آن موقع تسلط ابن زياد به عراق و به ويژه كوفه و حوالى آن و روزهاى اختناق و خفقان بعد از وقوع واقعهء جانگداز كربلا و روز عاشورا حتى طورى شده بود كه اكثر مردم خيال كردند كه ديگر كسى از بنى هاشم بعد از آن كشتار نمىتواند نفس بكشد و اولاد على ( ع ) به كلى مستأصل شدند و امام ( ع ) شهيد شد و رأس مطهر او را با يارانش به كوفه پيش ابن زياد ارمغان بردند آيا در آن موقع كه چند روز بيشتر نيست كه واقعهء عاشورا اتفاق افتاده و هنوز يزيد پشيمان نشده مىتوان باور كرد كه جماعتى از بنى هاشم به زيارت كربلا آيند ؟ تا با عيال امام ( ع ) ملاقات نمايند و 3 روز در كنار قبرش به عزادارى مشغول شوند چون جاى شك نيست هنوز اسرا و سر اطهر به دمشق - بنا به ادّعايى كه ذكر شد - وارد نشده بود و يزيد با خشم مردم روبرو نگشته بود و اوضاع دگرگون نشده و مردم بلاد اسلامى با بغض بر عليه وى نشوريده و با نظر نفرت ننگريسته و امثال مروانها سراسيمه نزد يزيد نشتابيده كه هر چه زودتر اسراى اهل بيت را با نوازش و مهربانى به وطن خودشان برگردان و اگر همچو اقدامى نشود اوضاع وخيم و عاقبت كار تيره و تاريك است .
چطور در آن موقع خفقان بنى هاشم توانستند به زيارت بيايند ؟ آيا آنها از كوفه آمده بودند با آن وضع اختناقى آن شهرستان ؟ يا از مدينه رهسپار شده بودند ؟
اگر جابر در اول اربعين بيستم صفر سال 61 به زيارت امام ( ع ) شتابيده پس از پشيمان شدن يزيد و شكستن خفقان بود باز با خوف و ترس روبرو بود و چون رسول اللّه ( ص ) به وى دستور داده بود كه سيد مظلومان را زيارت كند و به امر آن حضرت مىخواست عمل كند و البته جابر بن عبد اللّه انصارى كسى نيست كه خودش اعمالى از خود تشريع نمايد غسل كند و گامهاى خود را آرام بردارد و به زيارت قبر مقدس جگرگوشهء زهراى بتول ( س ) بشتابد قطعا تمامى اعمال و حركات وى مأخوذ از معصوم بوده است .
ادريس عماد الدين قرشى متوفى 872 ه در كتاب عيون الاخبار و فنون الآثار گويد : « 1 »
و روى الحسين بن جعفر بن موسى باسناده الى أم سلمة أنها قالت : سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : ألا أن ابنى الحسين مقتول فو اللّه لو اشترك فى قتله اهل السماوات
هامش
( 1 ) . ص 109 ، ط بيروت .