گفته كه هر دو آن بزرگواران « شيخان » اربعين را انكار نكردهاند بلكه ساكت بودهاند نفيا و اثباتا فرمايشى نفرمودهاند .
ادّعاى اولش باطل و كلام دومش صحيح است و جهت اين كه شيخان ( قدس سرهما ) ساكت شده و تصريح نفرمودهاند از مطاوى كلمات در اين كتاب روشن و واضح گرديده است نيازمند به تكرار نيست .
كسى كه گفته جابر بن عبد اللّه انصارى صحابى معروف با جمعى از بنى هاشم به زيارت كربلا شتافت و در اربعين دوم صورت به قبر حسين ( ع ) گذاشت - اين قولى است كه مدرك و دليلى از تواريخ و مقاتل نداشته و شواهد تاريخى كه قابل اعتماد باشد ندارد و بر خلاف آن است كه شيعهء اماميّه گفتهاند كه رأس مطهر سيد الشهداء ( ع ) بعد از چهل روز از شهادتش امام سجاد ( ع ) در كربلا ملحق به بدن اطيب اطهر فرموده است و امام سجاد ( ع ) هم در غير روز اربعين كسى نگفته كه به كربلا آمده است مگر بعد از سالها كه امام ( ع ) به زيارت كربلا و نجف اشرف آمده است .
و كسى كه با حدس و تخمين و از روى تصورات خويشتن گفته : اگر عصر 11 محرم به كوفه رفته باشند و روز 14 قاصد به شام برود و آخر محرم به شام برسد و روز شانزدهم صفر برگردد و 3 روز ابن زياد تهيهء سفر ببيند چنانچه همه نوشتهاند روز 18 صفر از كوفه حركت به شام واقع مىشود و به احتمال ضعيف شايد 19 صفر در موقع حركت از كوفه به شام در حال عبور با جابر ملاقات كرده باشند و سيد ابن طاووس به همين مناسبت ترديد كرده كه روز 19 صفر اربعين يا بيستم پس اربعين اول را در مسير حركت به شام بايد بدانيم ديگران هم اين قول را گفته به طورى كه از جمله ( چنانچه همه نوشتهاند ) معلوم مىگردد جماعتى به اين قول قائل است و مؤيد اين قول است آنچه طبرانى « 1 » در كامل بهايى مىنويسد كه اهل بيت در شانزدهم ربيع الاول وارد شام شدند .
بنابراين ورود اهل بيت در بيستم صفر به كربلا و ملاقات آنها با جابر قابل هضم خواهد شد .
در ازاى اين حدسيّات گفته مىشود : جاى تعجب است طرفدار شبهات حرفهاى حدسى و بىمدرك يك نفر كارمند فلان اداره را نقل كرده و از حدسى بودن آنها صرف نظر مىكند ولى تلاش دارد كه تقريبات اين جانب را هيچ نمايد راست فرموده جدم رسول اللّه ( ص ) كه
هامش
( 1 ) . طبرانى در نسبت به طبرستان غلط است . طبرانى نسبت به طبريه است و احتمال دارد در نسبت به طبران هم صحيح باشد ولى در نسبت صاحب كامل بهايى طبرى است .