سيد الشهداء ( ع ) نقل فرموده جزء روايت عطيه است چنانچه محدث نورى ( ره ) فرموده منظور از عطا همان عطيه است و غير او نيست چنانچه بعضىها توهم كرده است با اين همه آن زيارت را شيخ عماد الدين طبرى ( ره ) در بشارة المصطفى نقل نكرده است از اينجا معلوم مىشود روايت عطيه مفصل است و آن را محدثين تقطيع كردهاند و بعدا خيال شده آنچه در بشارة المصطفى و مصباح الزائر « 1 » و غيره است روايات متعدده است و غفلت از تقطيع گرديده چون كتاب بشارة المصطفى محل نقل آن زيارت نبوده و لذا نقل نكرده است .
و احتمال قوى مىرود كه در بعضى نسخههاى بشارة المصطفى مانند نسخهء مطبوعه در نجف اشرف به سال 1369 ق چنانچه گذشت آنچه راجع به اسراى اهل بيت عليهم السلام است نقل نكرده چون آن قسمت از روايت موردش كتاب مقتل است و مناسب آن كتاب كلماتى است كه جابر از رسول اللّه ( ص ) راجع بر محبت آل محمد ( ص ) و محبين آنهاست نقل كرده مىباشد و عماد الدين طبرى ( ره ) خواسته آن جملات را نقل نمايد و هدفش از نقل آن خبر در كتابش آن كلمات بوده است .
و همچنين آنچه از آن روايت راجع به زيارت بوده و مناسب كتاب مصباح الزائر است سيد اجل سيد ابن طاووس ( ره ) در آن كتاب نقل فرموده است و قطعهاى از آن خبر كه راجع به مقتل است در ورود اسرا به كربلا در لهوف نقل كرده است و از اينجا معلوم مىشود و به خوبى روشن مىگردد كه آنچه سيد امين عاملى ( ره ) در لواعج الاشجان از كتاب بشارة المصطفى و غير
هامش
( 1 ) . سيد اجل علامه صاحب الكرامات عالم ربانى سيد حيدر حسنى حسينى كاظمى متوفى 1265 ه . ق در كتاب عمدة الزائر كه در سال 1350 ق در نجف اشرف چاپ سنگى شده در ص 161 گويد : قال الشهيد ( ره ) قال عطا كنت مع جابر بن عبد اللّه يوم العشرين من صفر فلما و صلنا الغاضرية اغتسل و لبس قميصا كان معه طاهرا ثم قال لى أ معك شيئى من الطيب يا عطا ؟ قلت : معى سعد فجعل منه على رأسه و سائر جسده ثم مشى حافيا حتى وقف عند رأس الحسين ( ع ) و كبر ثلاثا ثم خر مغشيا عليه فلمّا افاق سمعته يقول : السلام عليكم يا آل اللّه السلام عليكم يا صفوة اللّه الخ به اعتراف خود علامهء نورى ( ره ) مراد از عطا همان عطيه عوفى است چون با جابر غير از غلامش و عطيه كسى ديگر نبوده و ديگران بعد از ورود آنها آمدهاند و عطيه در موقع ديگر با جابر نيامده و تصريح كرده كه روز بيستم ماه صفر بود و زيارت آل اللّه را از جابر نقل كرده ولى عماد الدين طبرى در بشارة المصطفى آن زيارت را نقل نفرموده چون موردش آن كتاب نبوده و آن زيارت جزء روايت عطيه است و محل نقل آن كتاب مصباح الزائر است چنانچه سيد كاظمى ( ره ) نيز در عمدة الزائر از شيخ شهيد ( ره ) نقل فرموده و مناسب كتابش مىباشد و ساير جريانها و فرمايشهاى جابر را نقل نفرموده و چون مناسب كتابش نبوده و آنها تناسب با كتاب مقتل دارد پس بدون شك روايت عطيه تقطيع شده است پس فرمايش محدث نورى ( ره ) كه از آمدن اسرا در روايت عطيه خبرى نيست درست نمىباشد بلكه عطيه نقل كرده ولى از جهت تقطيع روايت به وى امر مشتبه گشته است .