تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
چنان‌چه آنچه خود علامهء نورى ( ره ) از مصباح الزائر سيد اجل سيد ابن طاووس ( ره ) نقل كرده شاهد بر اين مدعاست . در لؤلؤ مرجان پس از كلمات شريفه‌اش كه نقل كرديم مىفرمايد : سيد جليل مذكور طاب ثراه در كتاب مصباح الزائر در اعمال روز اربعين روايت كرده از عطا و ظاهرا همان عطيهء مذكور در خبر سابق است گفت : غسل و سعد و بىهوشى را ذكر نمود پس از افاقه زيارتى از او نقل كرد كه به آن بر آن حضرت سلام كرد و معروف است آن زيارت به زيارت آل اللّه و نيز زيارت مختصرى براى على بن الحسين ( ع ) و نيز مختصرى براى شهدا آن‌گاه رفت بر سر قبر ابو الفضل ( ع ) و زيارت كرد و نماز به جاى آورد و رفت و ابدا اشاره در آن خبر از آن قصه نيست و گمان ندارم صاحب عقل سليمى باور كند كه حضرت سجاد ( ع ) به آنجا بيايد و در ظاهر اول زيارت آن جناب باشد و اشاره به آن نشود و زيارتى و سخنى از آن حضرت نقل نكند و از جابر نقل زيارت كند كه تاكنون شيعيان در آن روز به آن عمل كنند . نگارنده گويد : خود محدث نورى ( ره ) تصريح فرمود كه جابر چند ساعتى بيش در آنجا درنگ نكرده و همان يك مرتبه به زيارت قبر مطهر مشرف شده و مراجعت به خانه‌هاى كوفه كرده پس زيارت آل اللّه كه در مفاتيح الجنان آن را محدث قمى ( ره ) نقل كرده و همان زيارت است كه در نيمهء رجب نيز خوانده مىشود و شيخ مفيد ( ره ) آن را در نيمهء رجب در زيارت
هامش
ممكن است بعض از اشخاص خيال كنند چون روايت در كتاب جامع احاديث الشيعة است باعث اعتبار حديث بشود و اين طور نيست بلكه بايد مصدر و مدرك حديث ملاحظه گردد و كاش آن اخبار را در رديف اخبار كتب اربعه ذكر نمىكردند و با اخبار آن كتب مخلوط نمىنمودند و گفته نمىشد : الكافى ، فقه الرضا . و از مصادر كتاب مستدرك الوسائل محدث نورى ( ره ) آنچه انسان مىتوانست مورد اعتماد و اعتبار قرار دهد عبارت از كتاب اشعثيات ، جعفريات بود و دربارهء آن نيز حضرة سيدنا و استاذنا العلامة الاكبر المحقق المرجع الاعلى السيد الخوئى دام ظله الوارف تحقيقات ارزنده‌اى به عمل آورده كه نقليات محدث نورى ( ره ) را به كلى از آن كتاب از ارزش انداخته است ر . ك : مبانى تكملة المنهاج ، ص 226 ، ج 1 ، ط نجف . يكى از اساتيد را در مقام بحث در باب خمس ديدم به قطعهء حديثى در مسأله‌اى تمسك مىكرد و صحيح مىدانست و در مورد ديگر قطعهء ديگر آن حديث را كه در مسأله‌اى و باب ديگر از وسايل نقل كرده است رد مىنمود و ضعيف مىشمرد در صورتى كه يك حديث بوده و با يك سند صحيح نقل شده است و صاحب وسائل آن را بر ابواب مناسب تقطيع فرموده است و لذا تمام حديث را از يكى از كتب اربعه نوشته به آن استاد ارائه دادم و ثابت شد كه يك حديث بيشتر نيست و صحيح است و قرائنى براى مطلب در آن حديث موجود بود كه در تقطيع نبود رجوع شود براى استفادهء كامل از موضوع تقطيع به درايهء شهيد ثانى ( ره ) ص 114 ، ط نجف ، و مقياس الهدايهء مامقانى ( ره ) ، ص 110 ، ط نجف ملحق به رجالش تنقيح المقال و كتاب درايهء والد شيخ بهايى ( ره ) ، ص 141 .