فرزندش شيخ طوسى ( ره ) است در كتاب بشارة المصطفى كه از كتب نفيسهء موجوده است مسندا روايت كرده از اعمش كه از بزرگان محدثين است و او از عطية بن سعد بن جنادهء عوفى كوفى جدلى كه او نيز از روات اماميّه است « 1 » و اهل سنت در كتب رجال خود تصريح كردهاند كه او راستگو بود و در سنه 111 وفات كرد روايت كرده كه گفت :
با جابر بيرون رفتيم به جهت زيارت حسين بن على صلوات اللّه عليها آنگاه شرح داد
هامش
( 1 ) . چون عطيه عوفى را در افواه و در مقتلهاى غير معتبر كه از قلم نااهلان تراوش نموده غلام جابر شهرت دادهاند بلكه او يكى از بزرگان روات اماميه و از محدثين است علاوه مرد مبارز با دستگاه ديكتاتورى بنى اميه بوده اجمالا به شرح حالش در اينجا پرداخته شود تا كاملا معرفى شده و آن مرد جليل شناخته گردد .
عطيه از اهل كوفه و كنيهء وى ابو الحسن است در زمان خلافت امير المؤمنين سلام اللّه عليه ديده به دنيا گشوده مادرش كنيز رومى بوده از خود عطيه نقل شده كه گفته : وقتى از مادر تولد يافتم پدرم مرا پيش امير المؤمنين ( ع ) آورده كه در كوفه تشريف داشت و عرض كرد اين غلام از مادر متولد شده و استدعاى نامگذارى كرد امام ( ع ) فرمود : هذا عطية اللّه . و لذا او عطيه ناميده شد و يك صد درهم براى او تعيين فرمود و عطاى من به پدرم داده شد پدرم از آن روغن و عسل خريد . و لا بد اين موضوع را عطيه از پدر و كسان خود بعدا شنيده و نقل كرده و در بعض جاها از عطيه ( عطا ) تعبير آوردهاند بعد نيست از فرمايش امير المؤمنين ( ع ) كه فرموده : هذا ( عطية اللّه ) كه قريب به مضمون هذا ( عطا اللّه ) است .
عطيه با ابن اشعث بر عليه حجاج بن يوسف ثقفى ستمكار و خونخوار معروف دورهء اموى خروج كرد بلكه از خونآشامى آن دژخيم مشهور جلوگيرى شود و بعد از منهزم شدن لشكر ابن اشعث عطيه به فارس گريخت حجاج به محمد بن قاسم ثقفى در فارس نوشت كه عطيه را دعوت كند و لعن كردن بر امير المؤمنين ( ع ) را به وى تكليف نمايد و اگر قبول نكرد به وى چهار صد تازيانه بزند و سر و ريش او را بتراشد محمد بن قاسم عطيه را خواست و نامهء حجاج را به وى خواند و عطيه از پيشنهاد حجاج سر زده قبول ننمود و حاضر نشد به امير المؤمنين ( ع ) ناسزا گويد محمد او را چهار صد تازيانه زده و سر و ريش وى را تراشيد وقتى كه قتيبة والى خراسان شد عطيه پيش او رفت و در خراسان بود تا عمر بن هبيره والى عراق شد عطيه به وى نامهنگار شده و از او درخواست اذن كرد به عراق رود او هم اجازه داد عطيه به كوفه آمد و پس از بازگشت به كوفه وطن خود در آنجا تا سال 111 زندگى كرد و در سال نامبرده وفات يافت و او نقل احاديث مىكرد و ثقه بود - خلاصه از طبقات ابن سعد ، ج 6 ، ص 304 ، ط بيروت معلوم مىشود عطيه در موقع آمدن جابر به زيارت سيد الشهداء ( ع ) در اربعين در مدينه بوده و در حضور آن بزرگوار به كربلا مشرف شده و جابر را با خود پس از زيارت به كوفه برده و مهمانش بوده است .
و از بعض تفاسير قرآن كريم معلوم مىشود عطيه از مفسرين بوده و بعض اقوال او را در تفسير آيات شريف نقل كردهاند ؛ ر . ك : مجمع البيان ، طبرسى ( ره ) ، ج 5 ، ص 208 ، ط صيدا . و عطيه كسى است كه خطبهء حضرت زهرا عليها السلام را در غصب فدك از عبد اللّه بن حسن شنيده و نقل كرده است رجوع شود به كتاب بلاغات النساء ابن طيفور متوفى 280 ق و شيخ استاد كاشف الغطاء ( قدس سرّه ) در كتاب نفيس اصل الشيعة و اصولها عطيهء عوفى را از طبقهء تابعين و شخص سوم از آنها شمرده است .