مبارك امام ( ع ) را پاره كرد و يا آن را مجروح نمود .
ولى اغلب تواريخ معتبره اين جملات فوق را ندارد و از اين عبارات زير تجاوز نكرده است :
ثم اقبل على على ( ع ) فتنازلا و تجاولا فقتله على ( ع ) « 1 »
چنانچه در بسيارى از كتب تاريخ اسلامى همين عبارت نگارش داده شده معلوم مىشود مجروح شدن سر مبارك امير المؤمنين ( ع ) از ضربت عمرو از مسلّمات نبوده و الّا عموم مورخين بر آن تصريح مىكردند .
پس ادّعاى شيخ اعظم مفيد ( ره ) در جراحت نرسيدن به بدن اطهر امير المؤمنين ( ع ) در موقع جنگ دور از واقع نبوده و ادّعائى نيست كه باور كردنش مشكل باشد و از غرايب به شمار آيد و انسانى مثل علامهء محدث نورى ( ره ) باور نفرمايد و در لؤلؤ مرجان از مطالب نادره بشمارد .
پس جراحت ديدن امير المؤمنين ( ع ) در جنگ احد و خندق نزد شيخ مفيد ( ره ) با طرق و اسانيد خود از مشايخش ثابت نشده است چنانچه قضيهء امّ كلثوم و تزويج وى از عمر ثابت نشده است اگر نزد ديگران اين دو موضوع ثابت شود ربطى به عالم شيخ اعظم ( ره ) ندارد .
دليل چهارم محدث نورى ( ره )
چهارم از دلايل محدث نورى ( ره ) كه بر نيامدن اسراى اهل بيت ( ع ) به كربلا در اربعين اول ذكر كرده آن است كه شيخ جليل القدر عماد الدين ابو القاسم طبرى آملى كه از تلامذهء شيخ ابو على
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ طبرى حوادث سنهء ( 5 ) و ابن كثير البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 105 ، ط بيروت و ابن الاثير حوادث سنهء ( 5 ) و سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 241 ، ط مصر به تحقيق محمد محيى الدين عبد الحميد ؛ تفسير قرطبى ، ج 14 ، ص 134 ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 37 ، ط نجف ؛ العلام الورى ، طبرسى ( ره ) ، ص 196 ، ط اسلاميه - تهران ؛ نور الابصار شبلنجى ، ص 76 ، ط مصر ، 1320 ه . ق و ديگر از كتب تواريخ و تفاسير معتبره .
و پس از تأمل در عبارات آن كتب معلوم مىشود صاحب ناسخ التواريخ در نگارش تاريخ جنگ احزاب ضعيفترين قول را با ركيكترين عبارت انتخاب نموده و به قلم آورده و گفته : « شمشير عمرو سپر را دو نيمه ساخت و سر على ( ع ) را جراحتى كرد » ج 2 ، وقائع سال ( 5 ) ، ص 119 ط - اسلاميه اين نوشتهء وى با تأمل در عبارات تواريخ معتبره و عبارت شيخ مفيد ( ره ) چطور مىسازد ؟ ناسخ التواريخ از تواريخ رسمى دولتى دورهء قاجار است و بايد بر محتويات تاريخى بدون مدرك آن اعتماد ننمود حق داشته كسى كه از بزرگان فرموده : مطالعهء آن كتاب جايز نيست و در اين كه نتوان ناسخ را مصد نقل قرار داد شكى نيست اگر در نقليات آن دقت و تحقيق شود بر ايرادات و اشكالات و لغزشهاى زيادى و نقليات خلاف واقعى برخورد مىشود كه بيرون از حد و شمار است و بايد در اين باره تأليف مستقلى در چند مجلد گرد آورده شود .