خلافت دست يابند ؟ ثانيا در راس بنى هاشم على بن ابيطالب قرار داشت . او كشندهء سران و دلاوران قريش بود و بر آن غلبه كرده و مؤسس حكومت و ياور پسر عمويش به شمار مىآمد .
بنابراين شگفتآور نبود كه قريش به انتخاب ابو بكر و عمر تمايل پيدا كنند و از على چشم فروبندند . اما بنى اميه در ابتداى كار عثمان را براى دستيابى به منصب خلافت در نظر گرفتند . اما چون عثمان و هوادارانش در خود توانايى معارضه با شيخين را نديد بر سوى گروه آنان گرايش يافتند . و بالطبع بر گروه بنى هاشم كه خود را آماده خلافت كرده بودند ، چندان رغبتى نشان نمىدادند . زيرا قوم عثمان از او در اينباره فرمان نمىبردند و بنى هاشم و به خصوص على با قوم عثمان ( بنى اميه ) بارها جنگيده بودند و عداوت بنى اميه و بنى هاشم در پيش از اسلام سابقهاى ديرينه داشته است . رئيس بنى اميه يعنى ابو سفيان اين فرصت را از دست نداد و از هر عاملى براى اين كار سود مىبرد . و به همين خاطر نزد على و بنى هاشم آمد و آنان را براى گرفتن خلافت تحريك كرد و از خليفه بدگويى كرد . اما غرض ابو سفيان در نظر على پوشيده نماند و آن حضرت او را با رسوايى بازگرداند و خليفه هم پسر ابو سفيان را منصبى داد و ابو سفيان هم خوشحال شد و گفت : با تو وصلت خويشاوندى برقرار است و از اعتراض لب فروبست . خليفهء دوم هم اين كمك عثمان و بنى اميه را از ياد نبرد و معاويه را پس از برادرش يزيد به منصب والىگرى شام گماشت و عثمان را نيز در روز شورا براى خلافت برگزيد . و قانونى بنياد نهاد كه به سبب آن عثمان حتما خليفهء مسلمانان شود و همچنين با گرايش اسيد بن حضير رئيس اوس و نيز تمام قبيلهء اوس به گروه قريش به خاطر حسادت با سعد قريش را قوى كرد و با گرايش بشير بن سعد يكى از رؤساى خزرج به گروه قريش از روى حسادت با سعد منجر به اين شد كه سعد به همراه اندكى از ياران خود تنها بماند . زيرا بسيارى از خزرجيان از طايفهء او يا طوايف ديگر با بشير همداستان شدند . چرا كه طايفهء رئيس قبيله معمولا پيرو رأى او بودند و ديگران هم براى نزديكى به خليفه و پيشى جستن از ديگران در گرفتن مقام و منصب از خليفه با رئيس همصدا مىشدند . اين نوع دوستى از بشير به پسرش نعمان بن بشير انصارى سرايت كرد و او هم در جنگ صفين در زمرهء سپاه معاويه بود چون در آن روز از صحابهء پيامبر به جز شمار اندكى كه نعمان هم يكى از آنان بود صحابهء ديگرى در سپاه معاويه جاى نداشت و معاويه هم اين مساعدت بشير را كه در حقيقت كمك به بنى اميه و در مقابل دشمن سرسخت آنان يعنى بنى هاشم و كمك به دوستان آنان بود به فراموشى نسپارد و ازاينرو در عوض كمك وى پسرش نعمان را به عنوان والى كوفه به كار گرفت و پس از مدتى منصب ولايت آن شهر به پسرش يزيد سپرد اين كار نيز گروه بنى هاشم را تضعيف كرد و موجب شد كس ديگرى در كنار آنان نماند و قوىترين علت بر كنار ماندن بنى هاشم از خلافت حسادت بود كه بيمارى بزرگ فرزندان آدم و حوا از
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٤٠٨